رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

بازگشت به صفحه کامل

نقش روحانیت در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی

نقش روحانیت در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی :
نقش روحانیت در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی در پنج­ بخش ذیل بررسی می­شود :
گفتار اول: نقش روحانیت در سازماندهی و بسیج نیروهای مخالف .
گفتار دوم: نقش روحانیت در تبیین و ترویج ایدئولوژی انقلاب اسلامی .
گفتار سوم: روحانیت و شیوه­های مبارزه .
گفتار چهارم: نقش روحانیت در هم­بستگی میان نیروهای مخالف .

 

 


گفتار اول : نقش روحانیت در سازماندهی و بسیج توده­ها
1ـ از طریق مساجد :

امام (ره) در یكی از مصاحبه­های خویش با حامد الگار درباره­ی نقش روحانیت و مسجد در بسیج انقلابی توده­ها چنین می­گویند: «در تمام مراحل، روحانیت نقش اول (را) داشت... همه­ی این­ها بودند لكن آن­كه ملت را بسیج كرد، آن روحانیون بودند، یعنی هر مرحله­ای یك مسجد یا چهار مسجدی كه دارد، چهار تا روحانی دارد مردم به آن اعتقاد دارند... اگر این روحانیت را از این نهضت از اول برمی­داشتیم، اصلاً نهضتی نمی­شد، مردم به كس دیگری گوش نمی­دادند...».
[1]
به نقش مساجد و روحانیون در بسیج توده­ها، حتی مخالفان هم اقرار می­كردند. داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهان­گردی كابینه­ی آموزگار، گفته بود: «من احتمالاً باید بگویم اوایل حكومت آموزگار كه خودم در آن حكومت بودم، در جلسه­ای اظهار نگرانی كردم... . كه چه خبر است كه این همه مسجد دارد در همه­ی ایران باز می­شود... به هر حال از میانه­های سال 1356 پیدا بود كه نیروی مذهبی دارد قدرت می­گیرد». نیكی كدی هم به این نكته توجه داشته می­گوید: «طبقه­ی وسیعی از تحصیل­كرده­ها، دانشجویان­ طبقه­ی سیاسی جدید و تهیدستان شهری تحت تأثیر و سازماندهی مساجد ستون فقرات سیاست نوین مردمی را فراهم ساختند».[2]
این گونه جاذبه­ها در واقع تحت تأثیر روحانیون برجسته­ای صورت می­گرفت كه جوانان به آن­ها اعتقاد و اعتماد داشتند. برای مثال دكتر محمد مفتح، در مسجد امیرالمؤمنین امیرآباد، واقع بین دانشگاه تهران و خوابگاه دانشجویان نماز می­گذارد كه این فرصت مناسبی برای دانشجویان كوی دانشگاه بود.
جان استمپل، از وابستگان سفارت امریكا در ایران، در كتاب خود درباره­ی این موضوع می­نویسد: «یك جنبه­ی مهم رشد حركت انقلابی، مشاركت دایمی و فزاینده­ی سازمان­های شیعی مذهب ایرانیان در جنبش توده است. در كشور 35 میلیونی ایران تقریباً 80 تا 90هزار مسجد و 180 تا 200هزار روحانی وجود دارند. سریع­ترین و مطمئن­ترین راه برای رساندن پیام از شهری به رهبران شهر دیگر، از طریق شبكه­ی مسجد انجام می­گرفت كه توسط روحانیون رده بالا، سازمان می­یافت».[3]
مسجد در انقلاب اسلامی، عمده­ترین مكان شروع تظاهرات و راه­پیمایی­ها بود. در واقع تجمع جمعیت كه عمده­ترین عامل شكل­گیری توده­هاست، عنصر اصلی شكل­گیری اعتراضات توده­ای علیه نظام حاكم بوده، تحركات و فعالیت­های فردی مخالفت­آمیز بلافاصله و با كمترین هزینه از سوی نظام سیاسی مستقر سركوب می­شود؛ اما هنگامی كه تعداد زیادی از جمعیت، به­طور سیل­آسا در خیابان­ها به حركت درآیند، سركوب یا كنترل آن­ها برای نظام مستقر هزینه­ی بالایی دارد. به­طور معمول، در اكثر انقلاب­ها، مكان­های عمومی نظیر باشگاه­ها در انقلاب فرانسه و یا شبكه­های مخفی حزبی عامل تجمع افراد هستند. اما نكته­ی شایان توجه در انقلاب اسلامی آن است كه مساجد به­طور كاملاً آشكار همین كار ویژه را در انقلاب اسلامی ایران ایفا نمودند.
مساجد همچنین عامل مهمی در تكثیر و ارسال پیام رهبران انقلاب به پیروان در اقصی نقاط كشور بودند. «نوار موعظه­ها و سخنرانی­های (امام) خمینی از محل اقامت ایشان در عراق توسط شبكه­ی مسجد به شهر مقدس قم، محل سكونت (امام) خمینی قبل از تبعید برده می­شد. نوارها از قم به شهرهای دیگر ارسال می­گردید... این نوارها و جزوه­ها در مساجد دست به دست مردم می­گشت...».[4]


2ـ از طریق اطلاع­رسانی و آگاه كردن مردم :
مقدمه­ی هر بسیج سیاسی، شبكه­های اطلاع­رسانی برای سازماندهی نیروهای انقلابی است. شبكه­ی اطلاع­رسانی نیز چند كار ویژه­ی مهم انجام می­دهد:
1ـ پیام­ها و رهنمودهای رهبر انقلاب را به سایر رهبران در نقاط مختلف كشور منتقل می­كند.
2ـ رهبری را از میزان منابع و حمایت­های مردمی آگاه می­كند.
3ـ میان افراد انقلابی، برای تجمع و یا اقدام مشترك، ارتباط برقرار می­كند.
4ـ پیام­ها و سخنرانی­های هدایت­كننده­ی رهبران را به توده­های پراكنده می­رساند.
بدون وجود سازمان­ها و افراد اطلاعرسان، بین نیروهای مخالف و رهبران آنها هماهنگی برای اقدامات انقلابی به وجود نیامده، در نتیجه نیروهای پراكنده به صورت انفرادی به دست رژیم حاكم سركوب میشوند. در هر بسیج سیاسی، نهادها و افراد خاصی این كار ویژه مهم را انجام میدهند؛ در انقلاب اسلامی روحانیون به واسطه جایگاه و ابزارهایی كه در اختیار داشتند از عوامل اصلی پیام رسانی محسوب میشدند و چون رهبری انقلاب اسلامی در خارج از مرزهای سیاسی كشور قرار داشته، بنابراین تنها راه برقراری رابطه میان رهبری و انقلابیون از طریق شبكه اطلاع رسانی بود.
اعلامیه، اطلاعیه و پیام كه غالباً به گونه نوشتار یا صوتی تهیه میشدند، عمدهترین ابزارهای اطلاعرسانی در انقلاب اسلامی بودند. روحانیون عمدهترین گروه تهیه كننده و تكثیر كننده اعلامیهها و اطلاعیههای انقلاب اسلامی بودند. روشهای متعدد اطلاعرسانی در جریان بسیج تودهای عبارت بودند از:
1. اطلاعیه: در مواردی مانند دعوت به سخنرانی یا دعوت به تجمع و یا برگزاری مراسم خاص، اطلاعیه مانند ابزار خبررسانی استفاده میشد. همچنین اگر روحانیون قصد میكردند درباره موضوعی خاص، نظر خود را به عموم مردم یا به دولت اعلام نمایند، به این منظور از اطلاعیه استفاده مینمودند. اطلاعیههای مراجع، علما و روحانیون مختلف درباره مسایلی مانند مخالفت با تبعید امام، مخالفت با حق رأی زنان و... از این دسته بود. در واقع روحانیون با صدور اطلاعیه، نظر خود را به عموم مردم ابلاغ میكردند و آنها را علیه یا له موضوعی بر میانگیختند.
2. اعلامیهها: به طور معمول سخنرانیها و پیامهای رهبری انقلاب و سایر رهبران درباره مسایل انقلاب و مبارزه بود كه اغلب برخلاف اطلاعیهها، به صورت مخفی چاپ، تكثیر و توزیع میشد و گرچه عامل توزیع آن اغلب نوجوانان و جوانان بودند، گرداننده اصلی تهیه و توزیع، روحانیون مخالف بودند.

3. تلگرافها: در مناسبتهای مختلف مذهبی و غیر مذهبی، برخی پیامهای روحانیون به مردم از طریق تلگرافهایی كه بعداً متن آن برای عموم منتشر میشد، منتقل میگردید. برای نمونه اگر یكی از علما قصد اعلام حمایت از امام را داشت، در تلگرافی به ایشان و طرح موضوعی خاص، نظیر تبریك یا تسلیت به مناسبت ایام به خصوص، این مسئله را به اطلاع عموم میرساند.
4. نوار: سخنرانیهای امام و سایر فعالان انقلاب از طریق نوارهای كاست، در عراق و یا در داخل تهیه و تكثیر شده. در اختیار عموم قرار میگرفت و حتی بسیاری از اعلامیهها از روی نوارها نگاشته میشد.
5. رادیو: بخشی از اطلاعرسانی انقلاب، از طریق شبكه رادیویی كه در اختیار ایرانیان مخالف در عراق بود، انجام میشد و بخشی نیز از طریق خبرگزاریهای خارجی پخش میشد.

 

3. روحانیت و پخش اعلامیهها :
اگر چه در تهیه و صدور اعلامیه، روحانیون درجه اول و دوم بیشترین نقش را ایفا نمودهاند، در پخش و توزیع آنها طلبههای جوان نقش مهمتری داشتند.

 

4. از طریق مراسم مذهبی و عزاداری :
از جمله عوامل دیگری كه روحانیت برای بسیج سیاسی در انقلاب اسلامی از آن به طور گسترده استفاده نمود، مراسم گوناگون مذهبی از قبیل دهه اول محرم و اعیاد مذهبی بودند. استفاده از مراسم مذهبی دارای دو ویژگی خاص بود كه روحانیون میتوانستند به منظور مبارزه، از آنها استفاده كنند:
اولاً: پوشش مراسم مذهبی برای فعالیتهای سیاسی از یك طرف عامل مخفیسازی فعالیت بود و از طرف دیگر برخورد مأموران رژیم را با آن تقریباً غیر ممكن میكرد؛ زیرا رژیم كمتر چنین جرئتی به خود میداد كه با مراسم مذهبی مردم مخالفت كند و یا بخواهد جلوی آن را بگیرد.
ثانیاً: در هر مراسم مذهبی، مردم بدون دعوت و برای اجرای مراسم، در مساجد و تكایا و یا اماكن مقدس دیگر حضور مییافتند و خود به خود جمعیت عظیمی بدون سازماندهی قبلی در یك جا تجمع میكردند و این فرصت خوبی برای برانگیختن تودهها و اقدامات انقلابی نظیر پخش اعلامیه و... بود. در بسیاری از شیوههای انقلابی، تجمع مردمی كه مخالف اقدامات رژیم هستند، از مشكلترین كارهای بسیج است؛ اما در انقلاب اسلامی مراسم مذهبی با كمترین هزینه، این فرصت را در اختیار انقلابیون قرار میداد.
ثالثاً: به دلیل اعتقاد اكثریت مردم ایران به مذهب تشیع و ویژگی خاصی كه مراسم عاشورا و تاسوعا و دهه اول محرم در این مذهب دارد، امكان بهتری برای مبارزه در ایران فراهم بود؛ زیرا مراسم این ماه هم از لحاظ الگوی فرهنگی برای مبارزه و هم از نظر الگوی عملی مبارزه، بسیار اهمیت دارد. خصوصاً مراسم عاشورا كه غالباً هیئتهای مذهبی در شهرهای بزرگ گرد هم میآیند.
روحانیت علاوه بر استفاده از مراسم عزاداری و ایام الله، همچنین از مراسم مذهبی دیگری نظیر مراسم چهلم و هفتم شهدا نیز حداكثر بهرهبرداری را مینمودند. بر طبق سنت عزاداری در ایران، پس از مرگ شخص اطرافیان وی مراسمی در روز سوم، هفتم و چهلم فرد فوت شده برگزار میكنند. از جمله مواردی كه در طول انقلاب اسلامی فراوان از آن استفاده شد، مراسم چهلم شهدا بود.
جان فوران در تحلیل خود از نقش مراسم مذهبی چهلم در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی مینویسد:
«دولت آمادگی اعتراضهای ادواری را كه به مناسبت چهلمها برگزار میشد، نداشت. ایرانیان بر طبق سنت مذهبی خویش، چهلمین روز درگذشت شهیدان را گرامی میداشتند. 18 فوریه (29 بهمن) به مناسبت برگزاری چهلم شهدای قم (9 ژانویه / 19 دی)، در تبریز، قم، مشهد و نُه شهر دیگر، مراسمی برپا شد. پلیس در تبریز جوانی را به ضرب گلوله از پای درآورد و جماعت خشمناك... بیش از یك صد نفر در این جریان جان باختند. با برگزاری چهلم شهیدان تبریز در بهار، روزهای 28 ـ‌30 مارس (8 ـ 10 فروردین) در بیش از 55 شهر بار دیگر مردم با پلیس درگیر شدند...»
[5]
این مراسم چهلمها آن قدر ادامه یافت كه عملاً كنترل اوضاع از دست نیروهای دولت خارج شد. در واقع در سال آخر مبارزه، چهلم شهدای هر حادثه، مقدمه‌مبارزه و مخالفت دیگری علیه رژیم پهلوی بود. حتی جرقه‌ اولین مخالفتها نیز در مراسم ختم فرزند امام در سال 1356 زده شد.
در واقع آخرین ضربه به رژیم، در عاشورای سال 1357 زده شد. چنان كه «دو تا سه میلیون نفر در تهران، 700 هزار نفر در مشهد و 500 هزار نفر در اصفهان راهپیمایی كردند.»[6]

چنان كه آمد،‌روحانیت تنها نهاد و گروهی بود كه میتوانست از امكان بالقوه مراسم مذهبی در تجمیع مردم و برانگیختن آنها علیه رژیم استفاده نماید و البته به خوبی نیز از آن بهرهبرداری نمود.


5. روحانیت و فعالیت انقلابی در خارج از كشور :
به طور سنتی،‌روحانیون شیعه در ایام خاصی نظیر محرم و صفر و یا ماه مبارك رمضان از طرف مراجع قم یا نجف برای وعظ و تبلیغ به كشورهای هم جوار یا دورتر فرستاده میشدند. با شروع مبارزات سیاسی روحانیون قم، كار ویژه جدیدی برای وعاظی كه عازم خارج از كشور بودند، ایجاد شد. حسن فعالیتهای خارج از كشور روحانیون آن بود كه فشار و مراقبت دولتی در این كشورها كمتر بود و بنابراین امكان بیشتری برای فعالیت وجود داشت كشورهای عربی همسایه، نظیر كویت، عراق و كشورهای ضد اسراییلی منطقه خاورمیانه، عمدهترین فعالیتهای ضد رژیمی ایران را در خود جای داده بودند. انقلاب اسلامی، علاوه بر بعد ضد استبدادی، بعدی ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی نیز داشت و اغلب مبارزان ایران با مبارزان عرب منطقه، علیه اسراییل دارای آرمان مشتركی بودند و اردوگاههای فلسطینی در مصر، اردن و لبنان از مهمترین پایگاههای آموزش چریكهای ایرانی بود.
روحانیت ایران با آگاهی از امكانات موجود در خارج از كشور و در پوشش تبلیغ دینی، استفاده فراوانی از این موضوع نمود. خصوصاً كه عراق، مركز روحانیت تشیع و حوزه علمیه نجف، پایگاه رهبری انقلاب نیز بود و این امكان رابطه با رهبری را برای سایر روحانیون آسانتر میكرد.
به این ترتیب ملاحظه میشود كه روحانیت، مبارزه را در چارچوب مرزهای ملی خلاصه نمیكرد و از هر فرصتی و در هر جایی كه امكانی برای مبارزه مییافت،تلاش مینمود.

 


گفتار دوم :  نقش روحانیت در تبیین و ترویج ایدئولوژی انقلاب اسلامیایدئولوژیها، ابزار اصلی بسیج سیاسی در انقلابها مطرح میشوند. «ایدئولوژیها همراه با به دست دادن توضیحی از واقعیات اجتماعی، حاوی یك رشته عقاید سیاسی نیز هستند كه بهترین شكل ممكن سازماندهی اجتماعی را به تفصیل شرح میدهند و همراه نقشهای از واقعیات، تصویری از جامعه‎‎ای مطلوب هم در برابر مینهند.»[7]بدین ترتیب برای انقلابیون برنامه عمل و آرمان شهر ترسیم میكنند :


1. نقش عمومی روحانیت در ترویج ایدئولوژی اسلامی
انقلاب اسلامی نیز مانند هر انقلاب دیگری دارای ایدئولوژی فراگیر در حكم الگوی مبارزه بود و این ایدئولوژی بیش از هر عامل دیگری بر مذهب تشیع استوار بود. شیعیان هم قادر بودند به وسیله دستورها و پیامهای خود، وضعیت موجود را با عنوان دوران حكومت غصبی امام معصوم، وضعیت نامطلوب جلوه دهند و هم قادر بودند با الگوهایی نظیر مبارزات امامان معصوم، خصوصاً امام حسین ـ علیه السّلام ـ، شیوه مبارزه را به پیروان بیاموزند. در نهایت به وسیله این ایدئولوژی، وضعیتی آرمانی از حكومت فقیه جامع الشرایط به نیابت از امام معصوم عرضه میگردید.
به هر حال، ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران از یك سو، در بردارنده طرد و نفی ارزشهای حاكم بر جامعه گذشته ایران، به ویژه از نظر فرهنگی و اخلاقی بود و از سوی دیگر، در بردارنده ایده و آرمان تأسیس سامان سیاسی جدید مبتنی بر ارزشها و اصول اسلامی بود
[8]كه توسط رهبران و ایدئولوگهای انقلاب اسلامی تدوین شد.
حمید عنایت درباره امكان بالقوه تشیع برای عرضه ایدئولوژی مبارزه، بر طبق نیازهای جامعه امروز و سر زندگی و تحرك شیعه در سالهای اخیر معتقد است كه «این موضوع در درجه اول با توجه به بعضی امكانات كه برای انطباق با تحولات اجتماعی و سیاسی دارد تبیین میگردد. اساسیترین این امكانات، اصل اجتهاد است، كه طرح و تدبیری برای تكمیل منابع فقهی و بالقوه تعبیهای انقلابی در برابر قدرتهای دنیوی است. نظامی عقیدتی كه بدین سان عقیده و اجتهاد آزادانه فردی را، حتی در مسایل دارای اهمیت درجه دوم هم تصویب میكند، آشكارا توانایی بیشتری برای انطباق با مسایل پیش بینی نشده در منابع دارد...»[9]
آن بخش از علما و روحانیون كه از توانایی و سطح علمی و فقهی بالاتری برخوردار بودند، همراه امام، ایدئولوگهای اصلی انقلاب بودند.
1. 1. امام (ره) ایدئولوگ اصلی انقلاب اسلامی
امام خمینی (ره) به منزله رهبر اصلی انقلاب، از عنصر آگاهی و اندیشه و برنامه بدون مبارزه غافل نبوده، خود بیشترین تلاش را برای آگاهی بخشی به تودهها انجام داد و با تأكید بر این كه «آقایان موظفاند ملت را آگاه كنند، علما موظفاند ملت را آگاه كنند...»[10]
خود با اولین سند سیاسی كه در دهه بیست، خطاب به روحانیون اسلام، علمای ربانی و سایر طبقات مردم نوشت، مبارزه را با آگاهی بخشی آغاز نمود.
عمدهترین فعالیت امام (ره) در این زمینه، تدریس و تألیف كتاب «ولایت فقیه یا حكومت اسلامی» است كه در دوران تبعید در نجف اشرف تهیه و منشور مبارزاتی ایشان گردید.

در این كتاب، همه كار ویژههای مربوط به ایدئولوژی انقلابی مطرح شده، نیز از وضع موجود به وضعی نا به هنجار یاد شده، همچنین وضعیت آرمانی از حكومتی ایدهآل ترسیم شده، راه مبارزه برای رسیدن به آن جامعه آرمانی مطرح شده است. كتاب مشتمل است بر پنج قسمت:
ـ قسمت اول: دلایل لزوم تشكیل حكومت؛ كه در این قسمت امام (ره) سه دلیل عمده برای ضرورت تشكیل حكومت اسلامی مطرح میكنند: 1. عمل پیامبر در تشكیل حكومت. 2. ضرورت استمرار اجرای احكام الهی كه فقط در زمان پیامبر ضرورت ندارد،‌بلكه برای همیشه است. 3. ماهیت و كیفیت قوانین اسلام كه بدون حكومت اجرا شدنی نیست.
[11]
ـ قسمت دوم: بررسی نمونههایی از احكام اسلامی نظیر احكام مالی، دفاعی، احقاق حقوق و... كه نیاز به حكومت دارند.
ـ قسمت سوم: طرز حكومت اسلامی، در این قسمت ابتدا اختلاف طرز حكومت اسلامی با سایر حكومتها چنین مطرح میشود.
«حكومت اسلامی هیچ یك از انواع طرز حكومتهای موجود نیست. مثلاً استبدادی نیست... حكومت اسلامی نه استبدادی است و نه مطلقه، بلكه مشروطه است. البته نه مشروطه به معنای متعارف فعلی آن... مشروطه از این جهت كه حكومت كنندگان در اجرا و اداره، مقید به یك مجموعه شرط هستند كه در قرآن كریم و سنت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ معین گشته است...»[12]
سپس امام وضعیت زمامداری ایده آل از نظر اسلام را بررسی كرده، علاوه بر شرطهای عامی، نظیر عقل و تدبیر دو شرط علم به قانون و عدالت را از شرایط اساسی زمامدار اسلامی ذكر میكند.[13]
ایشان درباره شروط زمامدار در دوره غیبت امام معصوم از نظر تشیع معتقدند كه «اگر خدا شخص معینی را برای حكومت در دوره غیبت تعیین نكرده است، لكن آن خاصیت حكومتی را كه از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب الزمان (عج) موجود بود برای بعد از غیبت هم قرار داده است. این خاصیت كه عبارت از علم به قانون و عدالت باشد، در عده بیشماری از فقهای عصر ما موجود است. اگر با هم اجتماع كنند میتوانند حكومت عدل عمومی در عالم تشكیل دهند.»[14]
امام (ره) جامعهآینده و آرمانی را كه باید برای آن مبارزه كرد،‌با دقت تمام ترسیم میكند و علاوه بر تعیین خصوصیات این حكومت، مشخصاً نوع آن را تحت عنوان حكومت یا ولایت فقیه جامع الشرایط مطرح كرده، نحوه تشكیل و اختیارات آن را بیان میكند:
«اگر فرد لایقی كه دارای این دو خصلت باشد، به پا خاست و تشكیل حكومت داد، همان ولایتی را كه حضرت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در امر اداره جامعهداشت دارا میباشد و بر همه مردم لازم است از او اطاعت كنند.»[15]
این فرد با عنوان ولی فقیه «همان اختیارات و ولایتی كه حضرت رسول و دیگر ائمه، صلوات الله علیهم، در تدارك و بسیج سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حكومت فعلی قرار داده است»[16]و ائمه و فقهای عادل موظفاند كه از نظام و تشكیلات حكومتی برای اجرای احكام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده كنند.»[17]
ـ قسمت چهارم: در این قسمت حضرت امام، نظریه ولایت فقیه خود را به استناد اخبار و احادیث فقهی ثابت میكند. از جمله مقبوله عمر بن حنظله، روایت تحف العقول از سیدالشهدا و... كه ایشان پیشتر نیز در كتاب كشف الاسرار به آن اشاره نموده بودند.[18]
ـ قسمت پنجم: برنامه مبارزه كه مهمترین بخش هر ایدئولوژی است منظور توجه خاص امام (ره) بوده، برای پیروان خود توصیهها و راهنماییهایی برای موفقیت مبارزه و تشكیل حكومت اسلامی مطرح میكنند:
«اولین فعالیت ما در این راه، تبلیغات تشكیل میدهد. تبلیغات و تعلیمات دو فعالیت مهم و اساسی ماست. وظیفه فقهاست كه عقاید و احكام و نظامات اسلام را تبلیغ و به مردم تعلیم دهند تا زمینه برای اجرای احكام و برقراری نظامات اسلامی در جامعهفراهم شود.»[19]
مقدمه آن این است كه حوزههای روحانیت اصلاح شود؛ «اما باید در اصلاح فكری و اخلاقی افراد حوزه كوشش كنیم.»[20]
پس از آگاهی بخشی از فعالیت عمده مبارزان، مبارزه منفی با رژیم حاكم خواهد بود، زیرا «برانداختن طاغوت، یعنی قدرتهای سیاسی ناروایی كه در سراسر وطن اسلامی برقرار است وظیفه همه ماست.»[21]پس باید «روابط خود را با مؤسسات دولتی آنها قطع كنیم با آنها همكاری نكنیم. از هرگونه كاری كه كمك به آنها محسوب میشود پرهیز كنیم. مؤسسات قضایی و مالی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جدیدی به وجود آوریم.»[22]
به این ترتیب امام (ره) علاوه بر سخنرانیهای مختلف و پیامهای متعدد كه در مجموع، ایدئولوژیهای انقلاب اسلامی را به وجود آوردند، در مجموعهای مدون منشور انقلاب اسلامی را مطرح و چارچوب فكری، ایدئولوژیكی انقلاب را بیان نمودند.
در این جا لازم است به ابعاد دیگری از نقش امام، در بسیج نیروهای انقلابی اشاره نمود كه وی را از سایر رهبران انقلابی متمایز میكند. شخصیت قاطع امام (ره)، در مبارزه با رژیم از ایشان علاوه بر فردی ایدئولوگ و رهبری نمادین، رهبری آشتی ناپذیر و آهنین ساخته بود كه رهبری عملی انقلاب را نیز در دست داشت و به قول حامد الگار:
«گرچه گاهی اوقات توصیههای اشخاص داخل ایران را در زمینه جزئیات استراتژی میپذیرفت؛ اما كلیه‌تصمیمات اساسی را خودش میگرفت. با اصراری آمرانه بر انحلال رژیم سلطنتی و بنیانگذاری یك حكومت اسلامی، كلیه مدافعان و طرفداران سازش با شاه را ساكت كرد. بدون پافشاری امام و بدون قابلیت او در حفظ وفاداری و اطاعت تودههای مردم ایران، آنچه به یك انقلاب پیروزمند ختم شده میتوانست به عنوان مورد دیگری از تقابل میان نیروهای مخالف دولت، بدون اخذ نتیجه ای قطعی به بایگانی تاریخ ایران سپرده شود.»[23]
2 ـ 1. نقش روحانیون برجسته
الف) شهید مطهری
استاد مطهری در جایگاهی دیگر، از جمله روحانیون مبارزی بود كه سنگراندیشه فلسفه و ایدئولوژی را برای مبارزه علیه نظام حاكم برگزیده بود. ایشان به دلیل تدریس در محیطهای دانشگاهی و حوزوی، نفوذ فكری گستردهای در میان مبارزان داشت. آیت الله خامنهای درباره شخصیت اجتماعی، سیاسی آن شهید میفرمایند:
«به نظر من مرحوم مطهری با دو ابزار میتوانست تفاهم و نزدیكی بین دو قشر روحانیون و تحصیل كردههای جدید را به وجود بیاورد: یكی تلاش علمی و دیگری غنای شخصیت خود ایشان. از لحاظ تلاش علمی، ایشان در دانشگاه تدریس كردند و با دانشجویان انس پیدا كردند. در مجامع تحصیل كردهها، مهندسین، پزشكان شركت نمودند و یك قطب و ملجاء و پناهی برای تحصیل كردههای جدید شدند و ایشان موفقترین چهره روحانی در میان محیطهای فرهنگ جدید بودند.»[24]
عمده فعالیت شهید مطهری سخنرانیهای علمی و سیاسی در مجامع مختلف، تألیف مقالات و كتابهای مختلف بود. برای نمونه، در سالهای 1337 و 1338 كه انجمن اسلامی پزشكان تشكیل شد، استاد مطهری از سخنرانهای اصلی این انجمن بود. به طوری كه در طول سالهای 1340 تا 1350 تقریباً سخنران منحصر به فرد انجمن بودند.[25]
نمونه دیگر نقش ایشان در تغذیه فكری و ایدئولوژیكی گروههای انقلابی بود. شهید اسدالله لاجوردی، درباره نقش ایشان در هدایت جمعیتهای مؤتلفه میگویند: «در حقیقت میشود گفت كه تغذیه فكری جمیعتهای مؤتلفه از ناحیه ایشان بود. كتابهایی كه بعداً به چاپ رسید، خیلی از آنها زمینهاش در همان هیأتهای مؤتلفه بود كه ایشان مطالبی را میفرمودند و به صورت پلی كپی منتشر میشد و بعداً‌ به صورت كتاب در میآمد.»[26]
شهید مطهری نه تنها دست اندركار ادامه ایدئولوژی اصیل اسلامی بود، بلكه از منتقدین اصلی سایر ایدئولوژیهای انحرافی نیز به شمار میآمد. در حقیقت ضرورت تدوین ایدئولوژی اسلامی از نظراستاد مطهری با توجه به احساس نیازی بود كه استاد در این زمینه داشتند و خلاء آن كاملاً در جامعهمحسوس بود، ایشان در كتب مختلف سعی نمودند چارچوب نظری چنین ایدئولوژی مبارزاتی را بر مبنای اصول اعتقادی اسلام تدوین نمایند، كه این كتابها به دو دسته كلی تقسیم میشود: دسته اول، كتابهایی هستند كه استاد برای پاسخگویی یا رفع شبهه و یا نقد سایر ایدئولوژیهای غیر اسلامی به رشته تحریر در آورده است. نظیر «خدمات متقابل اسلام و ایران» كه دیدگاه انتقادی در برابر ناسیونالیستهای افراطی است. دسته دوم، كتاب‎‎هایی هستند كه استاد در آنها ایدئولوژی اسلامی بر مبنای جهان بینی خاص را طراحی نموده است. مانند «مجموعه جهان بینی اسلامی» كه در ادامه، بخشهایی از آن را به منظور آگاهی از نوع ایدئولوژی منظور نظر ایشان مطرح میكنیم.
از نظر شهید مطهری، از آنجا كه اسلام دین كاملی بوده، بر فطرت انسانی منطبق است و «به حكم این كه در جهان بینیاش قایل به فطرت یگانه است، هم طرفدار ایدئولوژی یگانه است و هم طرفدار فرهنگ یگانه.»[27] «اسلام كه بر چنین جهان بینی بنیاد شده است، مكتبی است جامع و واقعگرا. در اسلام به همه جوانب نیازهای انسانی، اعم از دنیایی یا آخرتی، جسمی یا روحی، عقلی و فكری یا احساسی و عاطفی،‌فردی یا اجتماعی توجه شده است.»[28]

ب) شهید بهشتی، متفكر و سازمان دهنده انقلاب اسلامی
شهید بهشتی كه به اعتراف دشمنانش، نویسندهای اسلامی با قدرت سازماندهی بالا بود، نقش مهمی در شكلدهی فكری و عملی در انقلاب اسلامی داشت.

دكتر بهشتی به نمایندگی از طرف مراجع وقت به مركز اسلامی هامبورگ در آلمان رفت، در آنجا هسته اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان گروه فارسی زبان را به وجود آورد.
نقش مهم دیگر ایشان در تألیف برخی از كتابهای درسی دینی بود كه بدون ذكر نام خود برای مدارس چاپ میشد و برای آشنایی نسل جدید با مفاهیم اسلامی بسیار با اهمیت بودند.
عمده فعالیتهای شهید بهشتی مربوط به طرح موضوعهای اسلامی روز برای دانشجویان و طلبههای جوان بود كه مقدمات ایدئولوژی را فراهم مینمود.
همچنین ایشان همكاریهایی برای نظم بخشیدن به علوم حوزوی و روزآمد كردن آنها كردند كه در نهایت به تأسیس مدرسه حقانی انجامید.
ایشان در سال 1348 به خدمت امام رسیده، پس از سر و سامان دادن كارها در خارج از كشور، سال 1349 به ایران برگشته، كار برنامهریزی كتابها و فعالیتهای علمی را به منظور ارتقای آگاهی طلاب و دانشجویان دنبال میكند. تا این كه در سال 1355 هستههایی برای كارهای تشكیلاتی به وجود آورده، در سال 1356 نیروها را در تشكیلات جامعه روحانیت مبارز، ساماندهی میكنند و در سال 1357 به پاریس خدمت امام رفته، شورای انقلاب را به دستور امام تشكیل میدهند كه این شورا تشكیل شده بود از آقای مطهری، آقای هاشمی رفسنجانی و آقای موسوی اردبیلی و آقای باهنر و شهید بهشتی كه بعدها به آنها اضافه شدند.
[29]
شهید بهشتی در كنار مبارزات سیاسی و سازماندهی نیروهای مبارز، مسایل مربوط به ایدئولوژی اسلامی را تألیف و تدریس نمود از جمله از سال 1350 تا 1354 روزهای شنبه با عنوان مكتب قرآن، كه مركزی برای تجمع 400 تا 500 جوان فعال بود، تفسیر قرآن داشتند.[30]
چارچوبهای ایدئولوژیك شهید بهشتی، از خلال كتابهای ایشان مشخص میشود. برخی از كتابهای مهمی كه ایشان تألیف نمودهاند بدین قرار است: 1. خدا از دیدگاه قرآن. 2. نماز چیست؟ 3. بانكداری و قوانین عالی اسلام در یك مجموعه. 4. یك قشر جدید در جامعه. 5. روحانیت در اسلام و در میان مسلمین در یك مجموعه. 6. مبارز پیروز. 7. شناخت دین. 8. نقش ایمان در زندگی انسان. 9. كدام مسلك. 10. شناخت. 11. مالكیت. 12. ایدئولوژی اسلامی.
علاوه بر كتابهای ذكر شده كه هر یك نقش به سزایی در آگاهی بخشی انقلاب داشتند، كتاب دیگری نیز پس از شهادت ایشان با عنوان «حكومت در اسلام» از وی به چاپ رسید كه در آن به نوعی، منشور مبارزه و هدف مبارزه انقلابی را تدوین نموده بودند و ما به منظور بیان بخشی از فعالیتهای ایدئولوژیك ایشان، به طور خلاصه آن را بررسی میكنیم:
ـ حكومت در اسلام از دیدگاه شهید بهشتی
از نظر شهید بهشتی، اسلام مشوق و حامی زندگی اجتماعی است و تعالیم عالی اسلام بر اساس حفظ پیوندهای اجتماعی و مستحكم كردن آنها و جلوگیری از سقوط جامعهاست. «عالیترین صفات انسانی از نظر اسلام وقتی ارزش واقعی خود را دارد كه با حفظ پیوندهای اجتماعی توأم با انجام وظایف فرد نسبت به اجتماع كسب شده باشد.»[31]
بعد از این مقدمه، درباره زندگی جمعی انسانها، ایشان انواع حكومت را نام برده، در نهایت حكومت تئوكراسی را نوع آرمانی حكومت منظور نظر خود دانسته، بیان میدارد كه در حكومت تئوكراسی، علاوه بر نقش مردم، خداوند نیز نقش اساسی دارد.
«این جا سخن از تأمین مصالح مردم به وسیله خالق آنها و حكومت برگزیده خدای متعال است... تئوكراسی از آن جهت كه اراده مردم در انتخاب حكومت مؤثر نیست و یك نفر بی آن كه از جانب مردم برگزیده شده باشد بر آنها حكم میراند، به دیكتاتوری یا استبدادی قابل تشبیه است. ولی اولاً منظور اصلی از دخالت اراده مردم در تعیین حكومت در روش كار آن این بود كه دستگاههای حكومتی، ملزم به مراعات خواستههای مردم باشند و تأمین مصالح عمومی به این طریق ضامنی داشته باشد و این منظور را در تئوكراسی تأمین شده است. چون به راستی اگر كسی از جانب خدا به حكومت منصوب شود، دیگر جای تردید نمیماند كه مصالح عمومی را به بهترین وجه ممكن تأمین میكند. ثانیاً اگر چه هنگام تعیین حكومت، اراده مردم دخیل نبوده؛ ولی پس از آن كه به اراده خدا تعیین شده، اراده مردم نیز جز او نخواهد خواست...»[32]
دكتر بهشتی در فصل سوم كتاب خود به اهداف حكومتهای مختلف اشاره كرده، معتقد است كه سه نوع هدف را برای هر حكومتی میتوان تصور كرد: 1. حكومتی كه هدف آن تأمین نیازهای هیئت حاكمه است. 2. حكومتی كه هدف اصلی آن، تأمین خواستههای مردم است. 3. حكومتی كه هدف اصلی آن، تأمین مصالح مادی و معنوی، اخلاقی و دینی برای همه افراد، همه طبقات و همه ملتها و همه نژادها و نسلهاست؛ از این روی فقط حكومت الهی چنین هدفی را دنبال میكند:
«در حكومت عالی الهی، هدف حكومت، سازمانهای دولتی، نظامها و مقررات اجتماعی، آن است كه عالم انسانیت را به طرف كمال سوق دهد... در حكومت عالی الهی، عنایت به تأمین خواستههای مادی مردم در حدودی است كه فرد و جامعهنه در فشار و محرومیتهای مادی خرد و منحرف شود و نه همه نیروهایش در راه هوی و هوس و شهوت متمركز گردد و از كمالات عالی معنوی محروم بماند...»[33]
سرانجام، در فصل چهارم برای بیان نمونه ایدهآل، به حكومت پیغمبران و ویژگیهای آنها اشاره میكند. خلاصه این كه شهید بهشتی نیز كه هم متفكری دارای مدرك دكترای دانشگاهی و هم طلبه حوزه بود و به علوم قدیم و جدید آگاهی داشت، نقش مهمی در عرضه ایدئولوژی اسلامی فراگیر برای اقدام عملی همه گروههای مبارز، اعم از روحانی و غیر روحانی فراهم نمود و خود نیز ساماندهی نیروها را انجام داد.
ج) شهید مفتح عامل وحدت حوزه و دانشگاه
دكتر مفتح پس از امام، شهید مطهری و شهید بهشتی، از جمله روحانیون فعالی بود كه برای عرضه و گسترش یك ایدئولوژی انقلابی مبتنی بر اسلام، تلاش فراوانی در محیطهای دانشگاهی و حوزوی نمود و از آنجا كه استاد دانشكده الهیات دانشگاه تهران بود، توانست نقش وحدت بخش دو گروه عمده مخالفین، یعنی روحانیت و دانشگاه را ایفا نماید.
ایشان در زمان تحصیل و تدریس مقالات متعددی در مجلات مختلف نوشته، سعی در نشر تشیع اصیل و انقلابی در سطح جامعهداشت و تألیفات و تحقیقات زیادی در این زمان در موضوعات اجتماعی، سیاسی انجام داد. از جمله فعالیتهای مهم ایشان، تشكیل مجمع «جلسات علمی اسلام شناسی» بود كه برای شناساندن چهره اسلام واقعی به مردم، اقدام به چاپ كتاب با این عناوین نمود: 1. اسلام پیش رو نهضتها. 2. با ضعف مسلمین دنیا در خطر سقوط. 3. شیعه و زمامداران خودسر. 4. جهانبینی و جهان داری علی ـ علیه السّلام ـ. 5. دعا عامل پیشرفت یا ركود. 6. ره آوردهای استعمار. 7. همسران رسول خدا. 8. زیارت ما، خرافه یا حقیقت.[34]
از جمله اقدامات دیگر ایشان، تشكیل كتابخانه و كلاسهای مختلف عقیدتی، فلسفی، تفسیر،‌تاریخ ادیان و... به طور منظم و در سطحهای مختلف برای برادران و خواهران برای بالا بردن سطح آگاهی ایدئولوژیك و شعور سیاسی قشرهای روشن فكر جامعهبود. البته روحانیون مختلفی در این كلاسها شركت میكردند كه محتوای غنی و روشن فكرانه مسایل طرح شده در كلاسها و سخنرانیها و پخش اعلامیههای مختلف در سطح وسیع و فعالیت شدید و وسیع ایشان در مسجد باعث تعطیلی آن شد.[35]
پس از بسته شدن مسجد جاوید، دكتر مفتح در مسجد قبا «در سطحی وسیعتر دست به تشكیل كلاسهای ایدئولوژیكی و سخنرانیهای روشنفكرانه زد و در كنار آن كتابخانه و صندوق ذخیره‌ قبا را بنیاد نهاد و با استفاده از صحن كتابخانه در تابستان، اردوهایی جهت دانشآموزان تشكیل داد. این برنامههای مسجد قبا، سرآغاز فعالیتهایی بود كه سرانجام مسجد قبا را بزرگترین مركز انقلابی تهران در انقلاب اسلامی كرد...»[36]

شهید مفتح علاوه بر فعالیتهایی كه ذكر شد، مقالات زیادی برای مجلات مذهبی آن زمان نوشته، در شكل دهی ایدئولوژی فعال اسلامی شیعی، نقش مهمی ایفا نمود. ایشان به منزله پل ارتباطی روشنفكران دانشگاهی و روحانیون حوزوی بود.


گفتار سوم: روحانیت و شیوههای مبارزه :
در انقلاب اسلامی از لحاظ شیوه مبارزه، از چندین روش استفاده شد كه عمدهترین آنها استفاده از روشهای تودهای بر اساس سنت اعتراض مذهبی بود.
[37]
حضور تودههای مردم به نشانه اعتراض در خیابانها از جمله روشهای جدید در پیروزی انقلاب بود كه البته به صورت مراسم خاص مذهبی آغاز شده، در نهایت شكل سیاسی به خود میگرفت و از این نظر منحصر به فرد تلقی میگردید. استفاده از مراسم عاشورا، تاسوعا، چله شهدای هر شهر و... از جمله این شیوهها بودند. همچنین برگزاری نمازهای جماعت در خیابانها، مانند نماز عید فطر از جمله این فرصتها برای تجمع اعتراضآمیز مردم بود.
1. روحانیون و مبارزه مسلحانه
از جمله روحانیونی كه از روشهای مسلحانه در كنار سایر روشها استفاده مینمودند میتوان به شهید سید علی اندرزگو و شهید محمد منتظری اشاره نمود كه به دلیل مخفی بودن فعالیتهایشان اطلاعات زیادی نیز از نحوه عملكرد آنها وجود ندارد؛
این نكته نیز باید مدنظر قرار گیرد كه گرچه روحانیون به طور مستقیم كمتر در مبارزات مسلحانه شركت میكردند؛‌الهام بخش فكری و ایدئولوژیكی و نیز مشوق و گاهی كمك كننده مالی به آنها بودند.

 

2. روحانیون و شیوههای مسالمتآمیز مبارزه
مخالفت مسالمتآمیز به صورت مقاومت منفی،‌از عمدهترین روشهای مبارزاتی روحانیون محسوب میشد. روشهایی نظیر اعتصاب، تعطیل نمودن نماز جماعت، تعطیل نمودن دروس حوزوی و تعطیلی بازارها از جمله مهمترین شیوهها بود.
ـ شهید محلاتی در خاطرات خود به اعتصاب روحانیون در دانشگاه تهران اشاره میكنند.
[38]
ـ از عمدهترین روشهای شهید صدوقی در مبارزه، شیوه تعطیل كردن نماز جماعت و مجلس روضه، همراه درخواست تعطیلی بازار و اصناف و از خانه بیرون نیامدن و حتی گاه، تأكید بر آن با مشخص كردن ساعات خاصی و استفاده از این شیوه در بسیاری از بزرگداشتها و چهلمها بود.[39]
ـ شهید صدوقی،‌با تأكید بر عدم درگیری مردم با مأموران و بیان روشهایی نظیر عدم شعار دادن و عدم خروج از خانهها، این نوع مبارزه را «جنگ سرد» مردم علیه رژیم میخواند.[40]
ـ هنگامی كه رژیم، در سال 1344، قرآنهایی را به چاپ رسانید و برای عوامفریبی، آنها را برای روحانیون شهرهای دیگر فرستاد تا برای خود كسب مشروعیت كند، روحانیت برای مقاومت منفی و مخالفت با چاپ دولتی و درباری قرآن و عدم استقبال از مراسم اهدای آن، حتی الامكان از پذیرفتن آن سرباز زدند و یا این كه آن را پس از تحویل بلافاصله به مجامع مذهبی هدیه كردند و برخی از علما نیز به بهانه‎‎های مختلف از شهرها خارج شدند تا مجبور به شركت در مراسم نشوند و برخی نیز به دعوت رژیم بیتوجهی نمودند.[41]
ـ امام (ره) در سخنرانیها و رهنمودهای مختلف، بر روشهای غیر خشونتآمیز تأكید‌كردهاند.
امام (ره) در مصاحبه با خبرنگار فیگارو كه از ایشان سؤال نمود: «در مراحل اولیه، مبارزه علیه رژیم شاه اعتصابات و تظاهرات نسبتاً مسالمتآمیز داشته است و علیه ارتش و پلیس به هیچ وجه اسلحه و سنگ به كار نرفته است. آیا شما فكر نمیكنید كه اكنون زمان این روش نیست؟ و به طور دیگری آیا نمیشود عمل كرد، مثلاً به مبارزه مسلحانه متوسل شد؟» امام قاطعانه پاسخ میدهند:
«حتی پس از روز جمعه در تهران كه آن همه هم كشتار به جا گذاشت، ما همان شكل مبارزه را حفظ كردیم. همان طور كه دنیا میداند، قیام ما با وجود ضربههایی كه خورده است. هرگز درهم شكسته نشده است و آن قیام با همان روش ادامه دارد؛ ولی از من پرسیدهاند آیا وقت تغییر روش و رو آوردن به مبارزه مسلحانه به جهت پاسخ دادن به قدرت ارتش كه شاه آن را به كار گرفته است، نرسیده است؟ من گفتهام «نه». معذالك امروزه در این مورد از خود میپرسم كه نمیتوان تا بینهایت سینههای عریان را جلوی لوله تفنگ قرار داد. تاكنون من رهنمودهای خود را مبنی بر مسالمتآمیز بودن عملمان بود تغییر ندادهام؛ ولی شاید مجبور شوم این كار را بكنم.»[42]


گفتار چهارم: نقش روحانیت در هم بستگی میان نیروهای مخالف
ائتلاف مردمی نیروهای مخالف، مهمترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی محسوب میشود. یرواند آبراهامیان، درباره نقش گروههای مخالف در انقلاب اسلامی معتقد است «در حالی كه طبقه متوسط سنتی با سازمان كشوری خود به مخالفان كمك میكرد، طبقه متوسط جدید، جرقه انقلاب را زد، بر آتش آن دامن زد و آخرین ضربهها را فرود آورد. حقوقدانان، قضات و روشنفكران، نامههای سرگشاده نوشتند و انجمن حقوق بشر پدید آوردند. دانشجویان، تظاهرات خیابانی را شروع كردند. كارگران یقه سفید، به ویژه كارمندان بانكها، كارمندان اردارات و مأموران اقتصاد را فلج كردند...»؛ اما «با این حال ستون فقرات نهضت (آیت الله) خمینی، طبقه متوسط سنتی،‌به خصوص بازاریان و روحانیت بود.» بنابراین از نظر آبراهامیان، روحانیت با بسیج و همكاری سایر گروههای جامعهموفق به بسیج سیاسی علیه رژیم شد.
چنان كه از چند نمونه پیامهای امام (ره) مشخص است، ایشان در هر فرصت تأكید میكند كه «مخالفتها را كنار بگذارید و با هم دوست باشید. همه با هم، هم قدم باشید... ما همه باید دست به هم دهیم...»
[43]و حتی الامكان تمامی نیروهای انقلابی را دعوت به مبارزه و همكاری میكند. نقش وحدت بخش و تمركز دهنده این پیامها در بسیج تودهها بسیار تعیین كننده بود و امكان ائتلافی فراگیر، میان مخالفین متعدد رژیم را فراهم نمود.
نتیجه گیری
در این پژوهش، نگارنده سعی نمود فقط به این سؤال پاسخ دهد:
«روحانیت در مقام مهم اجتماعی كه نفوذ در خور توجهی در جامعهایران از دیرباز داشته است، در فرایند بسیج سیاسی مخالفین شاه، طی سالهای 1342 تا 1357 چه نقشی ایفا نموده است؟»
با تجزیه و تحلیل دادههای اطلاعاتی به این نتایج دست مییابیم:
ـ روحانیت در انقلاب اسلامی نقش قاطعی داشته است.
ـ روحانیون مبارز با یكدیگر همبستگی محكمی داشتند و این از عوامل مهم موفقیت روحانیون بود.
ـ روحانیون از قدرت سازماندهی و بسیج بالایی برخوردار بودند و در این راه از مساجد، اعیاد و مراسم مذهبی حداكثر استفاده را نمودند.
ـ روحانیون از مهمترین گروههای ایدئولوژی پرداز برای انقلاب اسلامی بودند.
ـ روحانیون در حد امكان از شیوههای مسالمتآمیزی مانند اعتصاب، تظاهرات تودهای و تحصن برای مبارزه بهره میجستند؛ اما برخی از روحانیون از مبارزات مسلحانه حمایت كرده، برخی به طور مستقیم به آن اقدام مینمودند.
ـ روحانیون نقش تمركز بخش و اتحاد میان گروههای مبارز مختلف را با رهبری واحد امكان پذیر نمودند و یك ائتلاف بزرگ سیاسی از مخالفان را زیر یك پرچم گرد آوردند و خود رهبری آن را به عهده گرفتند.

 



[1]- صحیفه­ی نور، جلد 11، ص 130.
[2]- نیكی كدی، بررسی تطبیقی انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی، ترجمه­ی حسینعلی نوذری، روزنامه­ی ایران شماره­ی 465، 18 شهریور1375، ص 6.
[3]- جان. دی. استمپل، درون انقلاب اسلامی، ترجمه­ی منوچهر شجاعی، تهران، رسا، 1377، ص 70.
[4]
- استمپل، همان، ص 71.

[5]. فوران، منبع پیشین، صص 560 ـ 559.
[6]. همان، ص 564.
[7]. رابرت اكلشال و دیگران، مقدمهای بر ایدئولوژی های سیاسی، ترجمه ی م. قائد، تهران، نشر مركز، 1375، صص 12 ـ 11.
[8]. شجاع احمدوند، فرایند بسیج سیاسی در انقلاب اسلامی ایران، مجموعه مقالات انقلاب اسلامی و ریشههای آن، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اساتید، 1374، ص 69.
[9]. حمید عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، تهران، خوارزمی، 1362،‌ص 375.
[10]
. صحیفه نور، ج 1، ص 107.

[11]. ولایت فقیه، پیشین، مقدمه.
[12]. همان، ص 36 و 32.
[13]. همان، صص 38 و 37.
[14]. همان، ص 40.
[15]. همان، ص 40.
[16]. همان، ص 40.
[17]. همان، ص 46.
[18]. كشف الاسرار، پیشین، صص 188 و 187.
[19]. ولایت فقیه، پیشین، صص 116 و 115.
[20]. همان، صص 126 ـ 125.
[21]. همان، ص 138.
[22] . همان، ص 138.
[23] . حامد الگار، نیروهای مذهبی در ایران قرن بیستم، مجموعه مقالات سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ كمبریج، ترجمه عباس مخبر،‌تهران، طرح نو، 1372، ص 323.
[24] . آیت الله خامنهای، مطهری احیاگر تفكر دینی، مجله كلمه دانشجو، شمارههای 4 و 5 1374، صص 75 ـ 74.
[25] . علی باقی نصرآبادی، سیری در اندیشههای اجتماعی شهید آیت الله مطهری، قم، دفتر تبلیغات حوزه علمیه، 1377، ص 88.
[26] . محمد حسین واثقی راد (گردآورنده)، مصلح بیدار،‌تهران، صدرا، 1378، ص 155.
[27] . همان، صص 232 ـ 223.
[28]
. همان، ص 229.

[29]. همان، صص 47 و 46.
[30]. همان، ص 46.
[31]. سید محمد بهشتی، حكومت در اسلام، تهران، سروش، 1367، ص 29.
[32]. همان، صص 50 ـ 49.
[33]. همان، صص 68 ـ 67.
[34]. محمد مفتح،‌آیات اصول اعتقادی قرآن، تهران، مؤسسه تحقیقاتی و انتشاراتی نور، 1360 ص 52.
[35]. همان، ص 57.
[36]. همان، ص 59.
[37]
. جان فوران، پیشین، ص 525.

[38]. شهید محلاتی،‌ص 109.
[39]. بختیاری، پیشین، ص 85.
[40]. بختیاری، پیشین، صص 86 ـ 85.
[41]. مهناز میزبانی، علمای اسلام و چاپ قرآن از طرف شاه، فصل نامه 15 خرداد، شماره 25،‌بهار 1376، صص 168 ـ‌167.
[42]. صحیفه نور، ج 2، ص 36.
[43]
. صحیفه نور، ج 1، ص 599.