رونق تولید ملی | یک‌شنبه، ۳۰ تیر ۱۳۹۸

نقش اصناف و بازاریان در پیروزی انقلاب اسلامی ایران - نمایش محتوای دهه فجر

 

 

نقش اصناف و بازاریان در پیروزی انقلاب اسلامی ایران

نقش اصناف و بازاریان در پیروزی انقلاب اسلامی ایران

از شرایطی که برای پیروزی یک گروه مخالف در منازعه با حکومت وقت حائز اهمیت است آن است که به لحاظ مادی و اقتصادی به نظام حاکم وابستگی نداشته و مستقل باشد . هر نهضتی برای سازماندهی و اقدامات انقلابی نیازمند منابع مالی فراوانی است ، زیرا در هر انقلابی تعداد زیادی از افراد درگیر مبارزه اند و مقدار زیادی اقدامات پنهان انقلابی وجود دارد که باید از لحاظ مالی تغذیه شوند .

با توجه به سیاست‌های رژیم شاه مبنی بر نوسازی به سبک غربی و ترویج ابتذال و بی‌ بندو باری در جامعه و تحت فشار قرار گرفتن اقشار مذهبی به ویژه بازاریان این امر موجب نزدیکی بیشتر این دو نهاد گردید . این اتحاد باعث شد که بازار به عنوان یک نهاد سنتی ، نقش به سزایی چه از لحاظ مالی و اقتصادی و چه از لحاظ سیاسی ایفا کنند . از لحاظ سیاسی موقعیت بازار و جمعیت آن نقش مهمی در شکل‌گیری تظاهرات مردمی داشت . با توجه به اینکه بازاریان اولا چندین هزار مغازه داشتند و ثانیا با جمعیت زیادی از مردم در ارتباط بودند ، هرگاه که اتفاقی می‌افتاد ، بازار را بسته و در مساجد تجمع می‌کردند.

تعطیلی بازار باعث نارضایتی مردم و اعتراض به دولت می‌شد و تا حدی زمینه شکل‌گیری تظاهرات مردمی را فراهم می‌کرد . تنها کانال بسیج بازاریان در اتحاد با سایر گروه‌ها ، مساجد بودند و مساجد محل امنی برای بازاری ها فراهم کرده بودند تا گردهم آیند و به مخالف با رژیم پرداخته و فشارهای حکومت را افشا کنند .

از لحاظ اقتصادی نیز بازار نقش مهمی در پشتیبانی و حمایت از مبارزات انقلابی و انقلابیون داشت که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1) بسیاری از مساجد و حسینه‌ها در شهرهای بزرگ در کنار بازار و توسط بازاریان ساخته می‌شد . ساخت حدود پنجاه مسجد کوچک و بزرگ در محدوده‌ بازار تهران در دوره‌های مختلف دلیلی بر این مدعاست . برخی ازاین مساجد به نام بانیان آنها نامگذاری شده است، مانند: مسجد جلیلی، مسجد سید عزیزالله ، مسجد حاج علی‌اکبر بزاز، مسجد حاج رضا همدانی‌، مسجد حاج حسین بلورفروش و...

2) تأسیس صندوق‌های قرض‌الحسنه در بازار یا مساجد و کمک بازاریان به آنها یکی از راه‌های حمایت بازار از نهضت انقلابی ایران بود.

3) با توجه به اعتقادات مذهبی بازاریان ، آنها خود را ملزم به پرداخت وجوهات شرعیه به علما و حوزه‌های علمیه می‌دانستند و اگر از پرداخت مالیات به دولت سرباز می‌زدند در پرداخت وجوهات شرعی بسیار مقید بودند. استمپل می‌نویسد «به هرحال بازار و مسجد همیشه با یکدیگر همکاری داشته‌اند . هزینه‌های حوزه‌های علمیه و نیز تا هشتاد درصد هزینه گذران زندگی روحانیون توسط همین تجارتأمین می گردد» .

موارد فوق بیانگر نزدیکی و پیوند مسجد و بازار و تأثیر این دو نهاد در پیروزی انقلاب اسلامی است . درحالیکه بازاریان نیازهای فکری، فرهنگی و عقیدتی خود را از طریق مساجد بر طرف می‌کردند ، با کمک‌های خود نیز نیازهای مساجد را برطرف کرده و مبارزات مردمی را از طریق مساجد وسعت می‌بخشیدند .

دردوره پهلوی اصناف به عنوان مجموعه اي از تشكل هاي اجتماعي سياسي كه از مشروطيت و حوادث پس از آن تجربيات متفاوتي اندوخته بودند در مقابل دولتي شبه مدرن قرار گرفتند كه به دلايل مختلف توانايي رويارويي با آن را نداشتند. تمايلات مطلق گرايانه حكومت و دخالت درامور خرد و كلان جوامع شهري عرصه را براي حضور اصناف و تشكل هاي پيشه وري ، حتي در امور صنفي و داخلي خود تنگ كرد. در دوران پهلوي با تسري نفوذ دولت در اقتصاد، بازاريان با كاهش حوزه عملكرد مواجه شدند. ساختار جديد دولتي و وضع قوانين و مقررات، دخالت هيات حاكمه در حوزه تجار و كسبه را بيشتر كرد. پس از شهريور 1320 و به دليل نوسانات شديد مناسبات سياسي و اجتماعي به ويژه بحرانهاي اقتصادي در جامعه ايران،زمينه فعاليت اصناف و بازاريان افزايش يافت.با اين وصف بعد از بركناري رضا شاه با توجه به تحولاتي كه در عرصه سياست پديد آمد زمينه براي دخالت بيشتر بازاريان فراهم شد. اين گروه در بسياري ازرخدادهاي سياسي از جمله نهضت ملي شدن نفت نقش موثري را ايفا كردند.

اهل بازار در تشکیل جبهه ملی که از جایگاه مهمی در تحولات سیاسی ایران در سالهای ۱۳۲۸ به بعد داشت ، برخوردار بود، هم نقش داشتند . در مهرماه سال ۱۳۲۸ شاه در پی کمک های آمریکا ، برای سفر به آن کشور آماده می شد. یک روز پیش از سفر شاه ، جمعیتی از سیاستمداران ، دانشجویان و تجار بازار به رهبری مصدق وارد محوطه کاخ شدند تا به نبود انتخابات آزاد اعتراض کنند.هنگامی که تظاهر کنندگان به حیاط دربار رسیدند کمیته ای دوازده نفره به سرپرستی مصدق ، انتخاب کردند تا با هژیر وزیر دربار گفتگو کند. این کمیته که هسته اولیه جبهه ملی محسوب می شد از سه گروه تشکیل می شد.در گروه مرتبط با بازاراشخاصی چون سیدابوالحسن حائری زاده، مظفربقایی وحسین مکی حضورداشتند. مکی و بقایی و حائری زاده به منزله طرفداران قوام، به مجلس پانزدهم راه یافته بودند اما ازحزب دموکرات کناره گیری کرده بودندتااعتراضات بازاریان علیه دولت را سازمان دهند ( آبراهامیان، ص۳۱۰و۳۱۱) . این دو بعدها حزب زحمتکشان را تاسیس کردند. پنج هزار نفر اعضای حزب ازسه طریق«دانشگاه تهران، بازارکرمان وعطاران بازار تهران» جذب شده بودند (آبراهامیان، ص۳۱۳) . حزب زحمتکشان که باجبهه ملی رابطه داشت، ترکیب عجیبی ازبازاریان خرده پای بازار قدیمی تهران و روشنفکران سوسیالیست دانشگاه تهران بود.این دوگانگی، در سالهای بعدی موجب بروزشکاف در حزب شد.

حزب ملت ایران توسط داریوش فروهراز موسسین قبلی حزب پان ایرانیسم ایران که عقایدی به شدت ناسیونالیستی،ضد دربار،ضد کمونیست،ضد سرمایه داری،ضد یهود و حتی ضد روحانیون داشتند، تشکیل شد. در همین اثنا جامعه مجاهدین اسلام را آیت الله کاشانی و سه تاجر ثروتمند بازار رهبری می کردند. این جامعه را بیشتر بازاریان، به ویژه روسای اصناف، طلاب و مغازه داران جزء حمایت می کردند. هدف اصلی جامعه مجاهدین اسلام تقویت موضع سیاسی کاشانی بود واعلامیه های عمومی زیادی به نام بازار منتشر می کرد.این تشکل خواستار اجرای شریعت، لغو قانون غیردینی رضاشاه ، رعایت حجاب ، حفظ صنایع ملی و اتحاد مسلمانان در برابرغرب بود (آبراهامیان،ص۳۱۷و۳۱۸)  .

سازمان دیگری که از نزدیک با کاشانی همکاری داشت ولی رسما به جبهه ملی وابسته نبود سازمان کوچک فدائیان اسلام بود . این سازمان را در سال ۱۳۲۴، طلبه ۲۲ ساله به نام نواب صفوی در تهران تاسیس کرد. فدائیان اسلام که برای مبارزه با تمام اشکال بی دینی ایجاد شده بود، در نخستین اقدام، کسروی نویسنده مشهورغیرمذهبی و مورخ سنت شکن را کشت. قاتلان در یک دادگاه نظامی تبرئه شدند، زیرا هم رهبران مذهبی از آنان پشتیبانی می کردند و هم مقامات حکومتی امید داشتند تا در برابر حزب توده از آنان استفاده کنند. اما فدائیان اسلام به جای همکاری با حکومت به آیت الله کاشانی روی آوردند و او را در سازماندهی اعتصابات بازاریان علیه قوام، گردهمایی های عمومی در حمایت از اعراب فلسطین و تظاهرات خشونت آمیزعلیه هژیریاری کردند. گروه فدائیان اسلام ، اغلب از جوانان دارای مشاغل رده پایین بازار تهران انتخاب شده بودند.بنابراین جبهه ملی دارای دو طیف اصلی بود، طبقه سنتی بازار متشکل از تاجران خرده پا، روحانیون و بزرگان اصناف؛ و طبقه متوسط جدید(روشنفکر) اعضای گروه نخست که بعد از انقلاب اسلامی به طرز مشهودی مقابل گروه دوم ایستادند، با تجار بازار پیوند داشتند، در امور تجاری فعالیت می کردند، از اقتصاد آزاد پشتیبانی می کردند و با دخالت دولت در اقتصاد بازار مخالف بودند. اما اعضای گروه دوم به درآمدهای دولتی وابسته بود ، احتکار تجاری را قبیح می دانستند و دولت را به عنوان نهادی پیشگام نوسازی پرشتاب تحسین می کردند . نهایتا ، این دو گروه عمده، در جریان کودتای ۲۸ مرداد، صف کشی جدیدی را با هم شکل دادند (آبراهامیان،ص۳۱۹، ۳۲۰،۳۲۱،۳۲۲) .

رژیم شاه اراضی وقفی را که دو درصد کل املاک مزروعی ایران قبل ازاصلاحات ارضی را تشکیل می‌داد و منبع درآمد روحانیت بود ، از دست آنها خارج کرد . این امر با مخالفت آیت‌الله بهبهانی روبه‌رو شد . در مهر۱۳۴۰، صدها تن از تجار با تجمع در بازار تهران و تشکیل« اتحادیه نگهبانان قانون اساسی وحقوق فردی» مخالفت خود را با کابینه اصلاحات ابرازکردند. شاه برای مشروعیت بخشیدن به این اصلاحات، دربهمن۱۳۴۱رفراندوم سرتاسری ترتیب داد. در حین برگزاری این رفراندوم، مبارزه بازاری‌ها ، توجه مردم عادی را به این نکته جلب کرد که آیات عظام ومراجع تقلید ، رفراندوم شاه را تحریم کرده‌اند، اگرچه بعدها دولت اعلام کرد که 9/99 درصد از رای‌دهندگان به این اصلاحات رای مثبت داده اند.

 قیام ۱۵خرداد ۱۳۴۲را می‌توان آغاز به وجود آمدن نوعی گرایش بازاریان از ملی‌گرایی به ایدئولوژی اسلامی، تحت هدایت روحانیون دانست . ائتلاف نانوشته‌ای که پس از قیام ۱۵خرداد ۴۲ بین بازاریان و روحانیت به ویژه امام خمینی تا سال ۱۳۵۷ادامه یافت. بازاریان تهران که در روز ۱۵‌خرداد به صورت انفرادی و دسته‌های عزاداری در حسینیه‌های بازار، مشغول عزاداری بودند با اطلاع یافتن ازدستگیری امام خمینی  درمسجد شاه اجتماع کرده و اقدام به تظاهرات کردند. با ملحق شدن دیگر هیئت‌های بازاربه آنان خواهان آزادی امام‌خمینی و سایرعلما شدند. این جمعیت از بازار خارج شده و درخیابان‌ها به حرکت درآمدند و در سبزه میدان با نیروهای پلیس روبه‌رو شدند. پلیس جهت متفرق کردن مردم تیراندازی کرد.تیراندازی باعث خشم همه اقشار بازاراز تجار تا چرخی‌های باربرشد، آنها ضمن سنگربندی اقدام به تظاهرات و شعاردادن کردند و با شکستن شیشه‌های بانک‌ها اعتراض خود را نشان دادند. اعتصابات چهارده روزه بازار تهران در قیام ۱۵خرداد ضربه‌ای شدید به نظام حاکم وارد کرد، به نحوی که کارشناسان و نظریه‌پردازان نظام برای حل بحران در نخستین گام به فکر بازکردن بازار افتادند. راه‌ حلی که در یکی از اسناد ساواک ثبت شده این گونه آمده : «اولين راهکار لازم برای اعاده وضع به حالت عادی، باز کردن بازارها و مغازه هاست،چون تعطیلی بازار تهران و برخی از شهرستان‌ها، دلیل ادامه اوضاع غیرعادی در کشور است و مخالفین، این امررا نشانه همدردی و پشتیبانی مردم از خود دانسته و مسلما تعطیلی بازاررا وسیله کسب امتیازاتی ازدولت قرارمی‌دهند» .

 آگاهی مردم از سلامت حضرت آیت الله خمینی (ره) تاحدودی از تشنج عمومی کاست و اصناف و بازاریان پس از چهارده روز اعتصاب، بازارها را گشودند. به دنبال اعلامیه‌ای که در 13 مهر ماه سال 1342 ازطرف مقامات برجسته روحانی و بازرگانان تهران برای تحریم انتخابات مجلس صادرشد بازارها واکثردکانهای خیابانها بسته و تظاهرات وسیعی درحومه بازار به وقوع پیوست.این تظاهرات تا آنجا ادامه یافت که حکومت ناچار شد برای سرکوبی آن، بازارو حومه آن را اشغال نظامی کند و درمسجد شاه را ببندد. هم‌زمان با اعتصاب بازار تهران، بازارهای بسیاری از شهرستانها و از جمله قم بسته شد.جمعیت هیئتهای مؤتلفه اسلامی، که شورای مرکزی آن درسال 1342 پدید نیآمده بود وهمگی از کسبه و تجار بازار تهران بودند تحرکات اولیه خود را با صدوراعلامیه افشاگرانه‌ای آغاز کرد.اسدالله علم حکومت رابه منصور سپرد حسنعلی منصور، آیت الله خمینی را به ترکیه تبعید نمود.خبر تبعید آیت الله خمینی به ترکیه موجب تأثر ملت مسلمان شد تظاهرات با شکوهی از طرف اصناف و بازاریها درمسجد صاحب الزمان  و در مسجد سیدعزیز الله بازار برپا شد. دراین مسجد توسط اصناف تهران قطعنامه ای علیه هیئت حاکمه و تبعید امام خمینی‌ به ترکیه قرائت شد. دربهمن 1343، درمیدان بهارستان حسنعلی منصور بدست محمد بخارائی از پای درآمد. گروه محمد بخارائی که پس از مطالعات و بررسی‌های همه جانبه،به مبارزه مسلحانه و ترور مهره‌های اصلی رژیم دست زده بود در درون جمعیت هیئتهای مؤتلفه اسلامی شکل گرفت. روزعاشورا ده‌هاهزارنفر ازمردم که درجریان دقیق مبارزه بودند، به خیابان‌های تهران ریختند. محل اجتماع، مسجد و مدرسه حاج ابوالفتح در نظر گرفته شده بود؛اما این مدرسه از صبح زود درمحاصره پلیس قرارگرفت که دراثرازدحام جمعیت برای مراسم عزاداری و فریاد شعارهای ضد رژیم، کنترل از دست پلیس خارج، و مسجد و اطراف آن دراختیار مردم قرار گرفت. تظاهرات آن روز درساعت 3 بعدازظهر پس ازبازگشت به بازارپایان گرفت و تظاهرات فردای آن روز ازمسجد شاه اعلام شد.

در سالهای دهه۱۳۴۰و۱۳۵۰شاهد توسعه اجتماعی- اقتصادی بود که بیشتر به واسطه درآمدهای روزافزون نفت میسرگشت.همچنین رونق اقتصادی دهه ۴۰ به طرز شگفت‌آوری به سود بنیادهای مذهبی بود، چرا که در پی این رونق، بازاریان به عنوان متحد قدیمی روحانیت ، امکان یافتند تا هزینه نهادهای پرشمار و رو به رشد مذهبی مانند مساجد، موقوفه‌ها ، حسینیه ها وشش حوزه علمیه بزرگ را تامین کنند و در اواسط دهه۵۰ ، نهادهای مذهبی تا آن اندازه قدرت داشتند که شاید برای نخستین بار در تاریخ ایران، واعظانی را بطورمنظم به محلات فقیرنشین شهری و روستاهای دورافتاده بفرستند (آبراهامیان، ص۵۳۲-۵۳۳) .

با سیاستهای نادرست حزب رستاخیز در خصوص بازار و مذهب در اواسط دهه۱۳۵۰ بازاریان و روحانیون محافظه کاروغیرسیاسی نیز ، به صفوف مخالفان پیوستند . مهمترین اقدام حزب رستاخیز، نفوذ به درون طبقه متوسط مرفه (سنتی) و مهمتر از همه بازارو روحانیت بود. چنانکه ، مسئولیت تورم شدید بین سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۵ را به گردن جامعه تجاری انداخت و به سراغ مغازه داران و تجار خرده پا رفت. حزب با گشودن شعبه‌هایی در بازار، بر قیمت بیشتر کالاها نظارت دقیقی اعمال کرد و برای کوتاه ساختن دست واسطه‌ها و دلالان داخلی، میزان زیادی گندم ، قند و شکر و گوشت وارد کرد .

بدین‌سان رژیم با اعلان جنگ به بازار، به حوزه‌ای حمله‌ور شده بود که دولتهای پیشین، جرات گام گذاشتن درآنرا نداشتند. حزب رستاخیز، ده هزار دانش‌آموز را دردسته‌های منظمی با نام «تیمهای بازرسی»، برای «جهاد بیرحمانه‌ای علیه سودجویان، متقلبان، محتکران و سرمایه‌داران بی ملاحظه» روانه بازار کرد. همچنین شوراهای صنفی تعداد بسیاری ازتاجران را جریمه، تبعید ویا محکوم به زندان نمودند و روزنامه‌های تحت نظارت دولت نیز از ضرورت ریشه‌کن کردن بازارو حجره‌های پوسیده و جایگزین کردن سوپرمارکتهای کارآمد با قصابیها، بقالیها و نانواییهای بی‌ثمر سخن به میان آوردند. این حملات آشکارموجب شد تا بازاریان،باردیگر به متحد سنتی خود،علما روی آورند(آبراهامیان،ص۵۴۵،۵۴۶، ۶۱۴ و۶۱۵)

رژیم حمله گسترده و همزمانی را نیز علیه مذهب آغاز کرد . در۱۷ دی، روزنامه اطلاعات مقاله نیشداری برضد روحانیت مخالف نوشت. آنان‌را «ارتجاع سیاه» نامید و به همکاری پنهان با کمونیسم بین‌الملل برای محو دستاوردهای انقلاب سفید متهم ساخت. همچنین خمینی را به بیگانه بودن و جاسوسی برای بریتانیا در دوران جوانی متهم کرد و او را بی بندوبار و نویسنده اشعار شهوت‌انگیز صوفیانه نامید. این مقاله شهر قم را به خشم آورد(آبراهامیان،ص۵۰۵) حوزه‌های علمیه و بازار تعطیل و خواستار عذر خواهی علنی حکومت شدند.حزب رستاخیز تقویم جدیدی را به نام گاهشمارشاهنشاهی به جای تقویم اسلامی به کار برد. سپاه تازه تاسیس«دین» را برای آموزش «اسلام راستین» به روستاها فرستاد و با افزایش سن ازدواج دختران، از قضات خواست تا در اجرای قانون حمایت از خانواده سال ۱۳۴۶ کوشاتر باشند (آبراهامیان،ص۵۴۶-۵۴۷)

بازار برای مصون ماندن از سیاست های مصنوعی رژیم، موازی با دانشگاه و نویسندگان که هر یک انجمن و موسسه ای تاسیس می کردند، انجمن «تجار، بازرگانان و پیشه وران» را تاسیس کردند تا دست حزب رستاخیز راازفعالیت درحوزه بازارکوتاه کنند. بسیاری ازمجتهدان برجسته، علیه حزب رستاخیز فتوا صادر کرده و آنرا برخلاف قوانین مشروطه، مصلحت کشورواصول اسلام دانستند.امام خمینی نیز با انتشاراعلامیه‌ای، همکاری با حزب را «حرام» خواند و آنرا نابودکننده نه تنها بازاریان وکشاوزران، بلکه ایران واسلام دانست.

اهداف حزب رستاخیز با دستاوردهای آن به شدت تعارض پیدا کرد و هرچند هدف آن نهادینه کردن بیشتر حکومت سلطنتی و فراهم ساختن پایگاه اجتماعی گسترده‌تری برای آن بود، رژیم را تضعیف و نارضایتی اقشار مختلف جامعه را شدیدتر کرد.اعلان جنگ حکومت علیه بازاریان و نهادهای دینی، مخالفان میانه رو حتی روحانیون غیرسیاسی را نیز به آغوش مخالف نافرمان و سازش ناپذیررژیم (امام خمینی) انداخت و آنان امکانات مالی بسیار و یک شبکه سازمانی گسترده را در اختیار امام خمینی قرار دادند.بازاریان همچنین، پشتیبانی مالی بسیاری ازاعتصابات دانشجویی وبعدازآن اعتصابات گسترده کارگری وهمچنین حمایت مالی خانواده‌های کشته‌شدگان درگیریهای سال 1357 را برعهده گرفتند (آبراهامیان، ص657)

در مجموع چاپ مقاله اطلاعات و پیامدهای آن در قم و کشته شدن مصطفی خمینی، تجلی دو نیروی حاضر در جنبش انقلابی محسوب می‌شد که یکی طبقه متوسط حقوق بگیروجایگاه اعتراض سیاسی آن یعنی دانشگاه‌های مدرن ودیگری طبقه متوسط متمول و سنتی و مراکز سازمانهای اجتماعی-سیاسی آن یعنی مدارس علوم دینی سنتی (حوزه‌های علمیه) و بازار بود. ازاین زمان به بعد یک دوره از مراسم چهلم (هرکدام به منظور یادبود کشته‌شدگان مراسم قبلی) درسطح کشور برگزار شد. در روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ به عنوان چهلم کشتار قم، مراسم یاد بود در شهرهای بزرگ برگزار شد، در تبریز معترضان به کلانتریها، دفاتر حزب رستاخیزومشروب‌فروشی‌ها حمله کردند و برای نخستین بار فریاد «مرگ بر شاه» شنیده شد. شورش تبریز دو روز طول کشید و با توسل حکومت به ارتش فروکش کرد.

دهم فروردین ۱۳۵۷مراسم چهلم کشته‌شدگان تبریز بود  در این مدت، اکثر بازارها و دانشگاه‌ها تعطیل بودند. این مراسم در برخی شهرها به‌ویژه دریزدبه خشونت کشیده شد و عده‌ای توسط نیروهای پلیس کشته شدند که مراسم چهلم آن در روز نوزدهم اردیبهشت ماه برگزار گردید. دراین روز، بازار و موسسات آموزشی مهم اعتصاب کردند. رژیم برای رویارویی با این بحران، نخست با ایجاد کمیته مخفی انتقام توسط ساواک، به فرستادن نامه‌های تهدید آمیز و حتی بمب گذاری در دفاتر برخی روشنفکران و حقوقدانانی که نامه‌های اعتراضی نگاشته بودند از جمله سنجابی، فروهر، بازرگان وعبدالکریم لاهیجی اقدام کرد.حزب رستاخیز هم گروهی متشکل ازافراد پلیس با لباس غیر نظامی به نام «نیروی پایداری» تشکیل داد تا به گردهماییهای سازمان یافته گروه‌های دانشجویی، کانون نویسندگان و جبهه ملی حمله کند. در همین حال، رژیم برخی سیاستهای ضدتورمی را که موجب خشم بازاریان و علما شده بود کنار گذاشت و ضمن پوزش خواستن از شریعتمداری بخاطر حمله به خانه او وبرکناری ارتشبد نعمت‌الله نصیری رئیس ساواک، نمایش فیلمهای شهوت انگیز غربی را ممنوع ساخت و شاه نیزبرای زیارت به مشهد رفت. جمشید آموزگار نخست وزیروقت نیز با معوق گذاشتن بسیاری از طرحهای توسعه اقتصادی، برای مهارکردن تورم تلاشهایی به عمل آورد(آبراهامیان،ص۶۲۷-۶۲۹)

در اواخر مهر ماه سال 1357 بدنبال اعتصاب پی‌ در پی ، تقریباً همه مراکز دولتی و غیر دولتی اقتصادی و آموزشی و فرهنگی کشورتعطیل شد و اعتصابگران ، علاوه برخواستهای صنفی ، انحلال ساواک ، لغو حکومت نظامی ، آزادی زندانیان سیاسی و بازگشت خمینی را خواستار شدند . این وضعیت تا بهمن همان سال و تا لحظه ورود حضرت امام خمینی به ایران ادامه یافت و بازار نیز نقش بایسته خود را تا پیروزی قاطع مردم مومن ایران از یاد نبرد .

 

 منابع :

- آبراهامیان یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمه گلمحمدی؛ فتاحی ولیلایی،تهران:نشرنی،۱۳۷۷.

-  احمد اشرف ، موانع تاریخی رشد سرمایه داری درایران دوره قاجاریه،تهران، نشرزمینه، 1359.

 - شهری جعفر، تهران قدیم جلد سوم .

- رضايي فخری ، ویژه نامه تاریخ معاصرایام ، نقش بازاردرانقلاب مشروطه، 30 دی 89 ش 64.

- غلامی فتاح، نشریه ایام جام جم، بستن بازارمهمترین اقدام تجار علیه قاجار،30 دی 89 ش 64.

- معرفتی شادی، ویژه نامه تاریخ معاصرایام ،بازارساختاراقتصادی با طبقات مختلف اجتماعی، 30 دی 89 شماره 64.

- یوسفیان آرش، نشریه ایام جام جم،کارکرد اجتماعی اقتصادی بازار، 30 دی 89 شماره 64 .

- روزنامه دنیای اقتصاد، گفتگو با حسین بنکدارتهرانی،  یکشنبه  ۹دی ۱۳۸۶.

- ابو الفتحی فتح الله ، پایگاه اینترنتی 15 خرداد 42.