رونق تولید ملی | جمعه، ۲۲ آذر ۱۳۹۸

ماه پری شمسی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

ماه پری شمسی

« ماه پری شمسی »  متولد سال 1360 در شهر طبس مسینا در شهرستان درمیان دیده به جهان گشود .

تا کلاس چهارم به مدرسه عادی می رود . با مشکل بینایی آر پی مواجه می شود و همزمان به دلیل مسائلی دیگر مجبور به ترک تحصیل می شود . او قصه نابینا شدنش را چنین شرح می دهد : « من مانند همه دانش آموزان و هم سن و سالان خود به مدرسه می‌رفتم و درس می‌خواندم تا اینکه در کلاس چهارم دبستان هنگام امتحانات ترم دوم سردرد بسیار عجیبی مرا گرفت و آنقدر سرم درد گرفت که چشمانم هیچ جایی را ندید و سرم را روی برگه امتحان گذاشتم و از حال رفتم و هنگامی که به هوش آمدم خودم را روی تخت بیمارستان دیدم. پدر و مادرم مرا به بیمارستان بیرجند آورده بودند و دکتر بعد از گرفتن عکس‌های زیاد به پدرم گفت: اگر امکان دارد برای تشخیص بیماری دخترتان به اتاق من بیایید من با وجود اینکه کلاس چهارم دبستان بودم اما با شنیدن سخن دکتر قلبم آشوب افتاد و با خودم گفتم حتما اتفاق بدی برایم افتاده است. پدرم بعد از دو ساعت هنگامی که به اتاق من آمد، چشمانش از شدت گریه باز نمی‌شد و چشم از من بر نمی‌داشت و مادرم که ازمن مضطرب تر بود، از او اصرار کرد که بگوید دکتر به او چه گفت در این لحظه بود که برای نخستین و آخرین بار گریه پدرم را با چشمانی کم سو دیدم. پدرم گفـت ماه پری ما دیگر قادر به دیدن نخواهد بود و من با شنیدن این حرف شوکه شدم و بیشتر برای حال پدر و مادرم اعصابم بهم ریخت. مادرم که توانی برای حرف زدن نداشت با شنیدن این خبر از حال رفت و هنگامی که به هوش آمد من سعی کردم آرامش کنم و با اینکه حال خودم زیاد خوب نبود، اما او را دلداری می‌دادم و گفتم مادرجان به پیش چند دکتر دیگر می‌رویم و نظرات آنها را هم می‌پرسیم، شاید دکتر اشتباه تشخیص داده است. بعد از مدتی به پزشکان زیادی مراجعه کردیم و آنها هم تشخیص دادند که بیماری من بیماری چشمی نادر به نام آرپی است و در این بیماری به مرور زمان فرد بینایی خود را از دست می‌دهد و تنها تا آخر عمر در حد یک نور می‌بیند و من روز به روز درصد بینایی‌ام کمتر شد. دوستانم برای رفتن به مدرسه به دنبالم می‌آمدند، من دوست نداشتم آنها از بیماری من چیزی بدانند و دکتر گفته بود نمی‌توانم به مدرسه عادی بروم برای همین تصمیم گرفتم ترک تحصیل کنم و تنها تا همان چهارم ابتدایی درس خواندم. دنیا روز به روز برایم کوچکتر می‌شد و امیدم را بیشتر از دست می‌دادم و خودم را در اتاقم زندانی کرده بودم و دوست نداشتم از اتاق بیرون بیایم و اگر کسی برای انجام کارهایم قصد کمک به من را داشت بیشتر اعصابم بهم می‌ریخت و داد و فریاد می‌زدم. در حال حاضر که به آن سال‌ها فکر می‌کنم، متوجه می‌شوم که چقدر با رفتار بچه گانه ام خانواده ام اذیت شدند ... » .

سالها در خانه می ماند اما از خواندن و دانستن غافل نمی ماند. می گوید:« شاید خلا رفتن به مدرسه  باعث شد گرایش من به آموختن بسیار بیشتر شود. این بود که آموختن را خارج از مدرسه پی گرفتم». او خود را دانش آموزی تجربی می داند که هر لحظه در حال آموختن است و به کتاب خواندن علاقه ای خاص دارد. در خانه که هست خواهرش او را همراهی می کند ، کتابی را که می خواهد برایش تهیه می کند و می خواند.

ماه پری در خود ذوقی برای نوشتن می یابد . اولین بار مقاله ای برای جشنواره اسکان بشر تهیه می کند که در این خصوص می گوید : «  در سال 1376 از طریق یکی از دوستان متوجه شدم روز جهانی اسکان بشر است و افراد علاقه مند می‌توانند برای این روز مقاله بنویسند. من هم برای نخستین بار مقاله ای با موضوع خانه برای روز جهانی اسکان بشر نوشتم و مقاله من به مراحل پایانی راه پیدا کرد و از آن روز به بعد بود که دنیای من با دیگر افراد و خودم متفاوت شد و تصمیم گرفتم کتاب بنوسیم و اصلا برایم مهم نبود که من تنها تا چهارم ابتدایی درس خواندم» .

 با پذیرش این مقاله ، این ذوق محملی می یابد تا خود را بیشتر نشان دهد. در جشنواره های دیگر کشوری و استانی شرکت می کند و به تألیف کتاب روی می آورد.

وی می گوید: « از سال 1383 تاکنون 12 رمان نوشته ام که 4 تای آنها به چاپ رسیده است . البته کتاب هایم تنها در سطح استان توزیع می شوند . رمانهای من داستانهای علمی، آموزشی و فرهنگی هستند. امسال با رمان عاشقان بی نصیل که داستانی علمی است در جشنواره توانگران کارآفرین ایران در شیراز شرکت کردم  و رتبه اول را در بخش دانشوران به دست آوردم. حضورم در بین دوستان نابینا که اغلب تحصیلات بالایی داشتند مرا بر آن داشت تا جایی برای ادامه تحصیل در زندگیم باز کنم و خط بریل را فرا گرفتم .

 ماه پری شمسی با وجود معلولیت ظاهری گام‌های موثری برای ارتقاء فرهنگ و ادب برداشته و تا کنون هفت رتبه برتر استانی و کشوری کسب نموده است که عبارتند از : سال 87، بانوی نام آور استان ؛ سال 88 خادم نمونه فرهنگ عمومی منطقه درمیان؛ سال 88 رتبه اول جشنواره علی اکبر در بخش جوانان دارای توانمندیهای خاص، سال 89 نویسنده منتخب استان، سال 89 دختر نمونه استان. او همچنین تسهیل گر بهزیستی است. و در شهر خود در اجرای طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه، به شناسایی، توانبخشی معلولان مشغول است . در همین رابطه نیز در سال 91 بعنوان تسهیل گر نمونه استان انتخاب می شود. او همچنین عضو مجمع ملی خبرگان که متشکل از نخبگان استان است که به عنوان تیم فکری به مسئولان استان  در سیاستگذاری ها یاری می رساند. از دیگر فعالیتهای اجتماعی او  معاونت فرهنگی بسیج پایگاه حضرت معصومه (س) شهر طبس می باشد.

خانم شمسی می گوید: خانواده ام در این سالها مرا بسیار همراهی کرده اند پدرم در واقع اسپانسر من بود. او کتابهایم را منتشر می کند. او در مورد آخرین کتابش با غرور می گوید: کتاب آوای عشق و معجزه ژنتیک داستانی علمی است که ازدواجهای فامیلی را به چالش می اندازد. در این کتاب در قالب داستان و با به کاربردن احادیثی که ازدواج فامیلی را منع می کنند به زبان ساده نشان داده ام که ازدواج فامیلی چه خطراتی را به همراه دارد. دکتر شفقتی که از نام آورترین اساتید در زمینه ژنتیک است نیز این کتاب را یک نوآوری دانسته است. من فکر می کنم اگر این کتاب در همه کشور توزیع شود براحتی می تواند مردم را توجیه کند به سمت ازدواجهای فامیلی نروند.

او درباره ارتباطش با خالق می گوید: هرچند نابینایی به جسم من لطمه زد ؛ اما هرگز نتوانست ارتباط من را با خالقم کمرنگ کند. من هرگز نسبت به خواست و حکمت خدا عصیان نکردم و هر روز رشته های پیوند من و خدا محکم تر شده است .

وی در حال حفظ قرآن کریم است و تاکنون چندین جزء را حفظ کرده است و آینده‌اش را این چنین به تصویر می کشد : « اگر خدا بخواهد و مصلحت ببیند ، هزینه درمان طب سوزنی برایم فراهم شود با درمان می‌توانم امیدی برای اینکه بینایی 100 درصد را از دست ندهم داشته باشم. اگر هم خدا مصحلت ندانست من برای هرنوع امتحانی آمادگی دارم تا با عصای سفید در کنار دیگر افراد جامعه برای آبادانی کشور و استانم تلاش کنم و هیچگاه دست از تلاش وسخت کوشی بر نمی‌دارم ».

Loading the player...