رونق تولید ملی | شنبه، ۳۰ شهریور ۱۳۹۸

فرزند مصلحتی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

فرزند مصلحتی

Loading the player...

 

مرد جوان مشغول صحبت با تلفنه که یه پیرمرد بهش میگه: رضا جان بابا تویی؟

مرد جوان میگه: نه پدر جان اشتباهی گرفتی، من پسر شما نیستم.

ولی پیرمرد بی توجه به حرف های مرد جوان میگه: هیچ معلوم هست کجایی رضا جان؟ چرا این همه مدت از من سراغی نگرفتی؟ من رو توی خونه سالمندان گذاشتی و رفتی و سراغی هم ازم نمیگیری و ... .

مرد جوان هم برای اینکه پیرمرد رو ناراحت نکنه قبول می کنه که رضاست و عذرخواهی میکنه که دیر به پدرش سرزده و ....

در همین موقع پیرمرد، مرد جوان رو به پرستار آسایشگاه نشون میده و میگه: دخترم، اینم رضا که می گفتم. پسرم بالاخره اومد.

پرستار رو به جوان میگه: شما پسر این پیرمردین؟ هیچ معلومه تا حالا کجا بودین؟ هیچ فکر کردین هزینه های نگهداری پدرتون توی آسایشگاه رو کی میخواد پرداخت کنه؟

مرد جوان میخواد بگه که پسر پیرمرد نیست ولی باز هم به خاطر خوشحالی پیرمرد سکوت می کنه.

پرستار هم از فرصت استفاده می کنه و قبض بلند بالای هزینه های نگهداری پیرمرد در آسایشگاه رو به مرد جوان میده و پول رو از او دریافت میکنه.

ولی بعد از پرداخت مخارج آسایشگاه، پیرمرد اصلا مرد جوان رو نمی شناسه ....