رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۲ آبان ۱۳۹۸

شهید علی محمد تاجدینی - نمایش محتوای دفاع مقدس

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

شهید علی محمد تاجدینی

Loading the player...

 

شهید «علی محمد تاجدینی» در سال 1344 در روستای بین آباد از توابع شهرستان خوسف دیده به جهان گشود.

علی محمد که دوران کودکی اش را در زادگاهش سپری کرده بود، تا کلاس پنجم ابتدایی در روستای آرک بین آباد تحصیل نمود و سپس به دلیل نبود مدرسه راهنمایی در زادگاهش همراه پدرش به کار کشاورزی و دامداری مشغول گردید.

همزمان با تب و تاب انقلاب در سال 1357 به رهبری امام راحل عظیم الشان (ره) علی در اوان سنین نوجوانی به سر می برد. او بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعثی عراق علیه کشورمان 16 سال بیشتر نداشت که شور و شوق حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل او را به عضویت در بسیج و خدمت در این نهاد انقلابی کشاند و او پس از طی مراحل مقدماتی آموزش نظامی داوطلبانه از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیرجند به جبهه های نبرد نور علیه ظلمت اعزام شد.

علی محمد تا قبل از رسیدن به سن سربازی مدت 7 ماه در مناطق جنگی و عملیاتی خدمت کرد و پس از آن برای سپری کردن دوران سربازی وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گردید و به عنوان دژبان جهت انجام خدمت نظام وظیفه در مناطق عملیاتی حضور پیدا کرد.

علی محمد که در مجموع نزدیک به 20 ماه از خدمت نظام وظیفه اش را در مناطق جنگی گذرانده بود در این مدت دو نوبت مجروح گردید ولی هر بار پس از بهبودی دوباره به سمت جبهه های نبرد حق علیه باطل می شتافت.

او سرانجام در 24 بهمن ماه سال 1365 بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن بعثی به شدت مجروح شد و برای مداوا به بیمارستان انتقال یافت اما روح ملکوتی او که تاب ماندن در این جهان فانی را نداشت به ملکوت اعلا پیوست و او سبکبال و سبکبار به آستان قرب حق پرکشید.

پیکر پاک و مطهر شهید علی محمد تاجدینی پس از تشییع در شهرستان بیرجند به زادگاهش روستای بین آباد انتقال یافت و به آغوش خاک سپرده شد.

*** شهید «علی محمد تاجدینی» به روایت دوست شهید:

من با علی محمد از همان دوران کودکی رابطه دوستی داشتم و ما با هم خیلی صمیمی بودیم. حال و هوای حضور در جبهه جنگ علی محمد را در حالی به سمت مناطق عملیاتی کشاند که فقط 16 سال از عمرش گذشته بود و هنوز تا رسیدن به سن خدمت سربازی اش زمان زیادی باقی مانده بود، علی محمد تمام مدت قبل از رسیدن به سن سربازی را به عنوان یک بسیجی و داوطلبانه به جبهه رفت و چند نوبت هم در عملیات های مختلف دچار مجروحیت از جمله ضایعه شیمیایی شد. هر بار هم که علی محمد از مرخصی بر می گشت به من و بقیه دوستانش از حال و هوای جبهه می گفت و مدام به ما توصیه می کرد که ما هم برای کمک به اسلام به جبهه برویم. علی محمد می گفت شما هم همگی خودتان را آماده کنید و برای کمک به دین اسلام و خدمت به مردم و میهن به جبهه بروید و نگذارید سنگرهای رزمندگان خالی بماند. معمولا علی محمد هر 3-4 ماه یک نوبت به مرخصی می آمد، من آن موقع در شهر بیرجند خانه داشتم و آنجا درس می خواندم برایم جالب بود که هنوز مرخصی اش تمام نشده بود دوباره سریع عازم جبهه می شد. او به همین دلیل هیچوقت برگه مرخصی اش را به کسی جز من نشان نمی داد. احساس وظیفه علی محمد در قبال اسلام و انقلاب و البته روحیه معنوی حاکم بر فضای جبهه خیلی او را متحول کرده بود و همین باعث شده بود که با شور و شوق بیشتری به سمت جبهه ها برود.

افتخار علی محمد این بود که به عنوان بسیجی داوطلب در جبهه خدمت می کرد و همین عشق و علاقه اش به بسیج باعث شد که برای گذراندن سربازی اش هم به تشکیلات بسیج بپیوندد. بعدها از همرزمانش شنیدم که علی محمد در حالی که در عملیات مسئولیت محور ایست و بازرسی را بر عهده داشت با اصابت ترکش خمپاره دشمن بعثی به شهادت رسیده و عاشقانه و بی ریا همانطور که خودش آرزویش را داشت و در وصیت نامه اش که دو روز بعد از شهادتش به دست ما رسیده بود هم نوشته بود به بارگاه تقرب حضرت دوست پر کشید.

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.