رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

شهید سیف الله شیر دل - نمایش محتوای دفاع مقدس

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

شهید سیف الله شیر دل

Loading the player...

 

شهید «سیف الله شیر دل» در سال 1347 در خانواده ای متدین در روستای دشتغران شهرستان طبس دیده به عالم هستی گشود.

سیف الله پس از اتمام دوران کودکی تحصیلات ابتدایی را در روستای زادگاهش به پایان رساند. عشق و علاقه وافر سیف الله به علوم دینی که ناشی از اعتقادات محکم خانواده اش بود باعث گردید که او جهت ادامه تحصیل راهی حوزه علمیه مشهد گردد.

او در مدت حضور در مدرسه علمیه لحظه ای از تهذیب و خودسازی و کسب علم و دانش غافل نگردید و در دوران انقلاب نیز در تمامی صحنه ها حضوری چشم گیر داشت.

پس از تشکیل بسیج به فرمان امام راحل عظیم الشان (ره) سیف الله نیز در بسیج ثبت نام کرد و به عضویت این نهاد درآمد. بعد از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، عشق و علاقه سیف الله به دفاع از اسلام و انقلاب باعث شد تا او پس از گذراندن دوره های آموزش نظامی راهی مناطق جنگی گردد.

همین شور و اشتیاق بارها او را به جبهه های نبرد حق علیه باطل کشاند تا اینکه سرانجام پس از فداکاری و دلاوری های بسیار در نبرد با دشمنان خدا در 24 تیرماه 1364 او به آرزوی دیرینه اش یعنی شهادت نائل آمد و در عملیات قادر در منطقه اشنویه عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره شهد شیرین شهادت نوشید.

پیکر پاک و مطهر شهید سیف الله شیردل پس از 6 ماه در 7 بهمن ماه سال 1364 در شهرستان طبس تشییع گردید و در زادگاهش دشتغران به دامن خاک سپرده شد.

*** شهید «سیف الله شیر دل» به روایت پدر شهید:

پسرم سیف الله علاقه خاصی به مسائل دینی و مذهبی داشت و از همان دوران کودکی به انجام دادن فرایض دینی توجه ویژه ای نشان می داد، همین مساله باعث شد که او پس از اتمام دوره ابتدایی برای ادامه تحصیل راهی شهرستان مشهد شد و با هموار کردن سختی های دوری از خانه به تحصیل در حوزه علمیه روی آورد.

او مدتی که در حوزه به تحصیل پرداخت برای ادای وظایف دینی و شرعی خودش در جهت نشر احکام قرآن و اهل بیت (ع) به زادگاهش مراجعه کرد و به تبلیغ احکام اسلام پرداخت. بعد از تشکیل بسیج پسرم هم به عضویت آن درآمد و همزمان با جنگ تحمیلی در اولین حضورش در جبهه دفاع از امام و انقلاب به کردستان عزیمت کرد و با گروهک های منافقین به مبارزه پرداخت.

مجروحیت پسرم بر اثر ترکش خمپاره در این عملیات باعث نشد که او دست از جبهه بردارد، بعد از مجروحیت مدتی به وطنش برگشت و در این مدت علیه ضد انقلاب و منافقین نظام فعالیت های مختلفی را انجام داد. بعد از آن دوباره شور و شوق حضور در جبهه او را به مناطق جنگی کشاند تا اینکه پس از مبارزه جانانه با دشمنان اسلام در عملیات قادر به همراه تعدادی از دوستانش مفقودالاثر شد.

هنوز صحبت های پسرم را فراموش نکردیم که با شور و حرارت همیشه می گفت: قدر امام عزیز را بدانید و پشتیبان ولایت فقیه باشید، او به ما همواره سفارش می کرد که ادامه دهنده راه شهدا باشید و خودش هم با اهدای خون سرخش در عمل راه شهدا را ادامه داد و عاشقانه به قافله شهدای خونین بال پیوست.

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.