رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

بازگشت به صفحه کامل

شهید روحانی محمد شهاب

 

دست­ نوشته­ ای از شهید شهاب:

بسمه تعالي

 جمله اي با امام حسين(عليه السلام) عرض مي كنم: حسين عزيز، شب هشتم ماه محرم است، آقا خودت مي­داني كه آرزوي نهايي من اين بوده­است كه لياقت پيدا كنم قطره خون سياه و آلوده­ام در راه تو ريخته شود. تو را به حق مادرت فاطمه (سلام الله عليها(از خدا بخواه مرا از كاروان اين عزيزان عقب نيندازد. سال هاست به ياد حسين عزيز نوحه خوانده ام، سينه زده ام ، گريه كرده و گريانده ام و اين توشه راه من است و امسال هم با لطف خودش به جبهه شهادت او راه يافته ام آيا حسين تقاضاي مرا رد خواهد كرد؟ هيهات، حاشا به كرم اباعبدالله كه ريزه خوار خوان نعمتش را حال كه وقت بار عام است بخواهد از درگاه لطف خويش براند و نااميدش كند.  خدايا! انتظار ماه ها سپري گرديد و آرزوي ديرينه و نهايت آرمان بنده گناهكارت به لطف تو تحقق يافت، آن چه كه در پشت جبهه در عشق آن مي سوخت و به ياد حالات عاشقان حسين در جبهه غبطه مي خورد. در آن زمان آرمان اين بود كه كي باشد كه توفيق شركت از نزديك يابد و سر بر ديوار سنگر گذاشته در كنار ياران اباعبدالله نغمه حسين سر دهد.  امروز آن آرمان به مراحم بي پايان تو تحقق يافت ولي تازه متوجه مي شود كه اين قدم اول و شايد قبل از اول است. آن چه را جبهه لازم دارد چيز ديگر است نه فقط شركت كردن. اگر چه نقش شركت و دور شدن از محيط تعلقات دنيا و هم جواري با عزيزان عارف خود منت بزرگ توست اما اين جا را مايه هاي ديگر لازم است و ابزار و وسايلي مهمتر. تازه اول احساس شرمندگي ها، شناخت ضعف ها و عقب ماندگي است.  خدايا!از اين ضعف ها و نا تواني ها و عقب ماندگي ها به تو پناه مي بريم و از تو استمداد مي طلبيم كه حال كه توفيق شركت عنايت كرده اي لياقت همراهي و همگامي با اين ياران حسين را به ما عنايت فرما.  خدايا!آرزوي فعلي ما پس از تحقق آرمان شركت در جبهه ها انجام وظيفه و مسئوليتي است كه بر عهده ماست. از تو به حق اولياء و دوستانت، به حق حسينت و آل رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)مي خواهم كه به من توفيق انجام وظيفه را عنايت كني.  خدايا!قبل از شركت در جبهه به خصوص در لحظات شهادت بعضي از عزيزان خيلي آرزوي شهادت مي كردم و اينك احساس مي كنم كه با شهادت خيلي فاصله دارم.  لذا تنها به عنوان يك اميد و آرزو مي نگرم و تقاضايم اين است كه لياقت راه يافتن به اين اوج را به من عنايت كني.  خدايا، لحظات حساس قبل از حمله است، آن چه از قرائن پيداست امشب، شب حمله خواهد بود و عاشقان حسيني از ديروز آماده مي شوند و اگر مشيت تو تعلق گيرد فردا شب و يا شب هاي آينده نوبت عمليات گردان ما خواهد بود.  خدايا!آيا اين بنده گنهكار تو لياقت شركت در اين عاشورا را خواهد داشت؟ خدايا، آيا مرثيه خوان حسين(عليه السلام)در اين قافله حسيني عازم كربلا خواهد توانست با رزمنذگان عاشق همراهي كند؟ ... راستي اگر ما بخواهيم بسيجي را در قاموس لغاتي كه بلديم تعريف كنيم چگونه بايد بيان كرد؟ به نظر من بسيجي را نمي شود تعريف كرد بلكه بايد در عرصه ميدان نبرد ديد. جزء واقعيت هاي ديدني است نه تعريف كردني…اين نمونه هاي عالي از ايثار و عشق را به توصيف و توضيح بياني معرفي كردن نشايد، و امكان ندارد ، صحنه هاي عشقبازي ياران خدا ديدن دارد….  تازه، آيا هر ديدي قادر خواهد بود اين عظمت هايي را كه بسيجي مي آفريند مشاهده كند و بفهمد؟ يا اين كه به بينشي فوق العاده نياز دارد؟ فكر نمي كنم هر چشم گنهكار و آلوده اي مثل من توان درك اين عظمت ها را داشته باشد كه عظمت هاي معنوي را با چشم معني بايد ديد…گاه فكر مي كنم كه اين قدر من اين بسيجي و سپاهي را دوست دارم آيا خدا با آن ها محشورم خواهد كرد؟

در نگاه بیشتر ببینید