رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۱ مرداد ۱۳۹۸

سوء ظن در خواب - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

سوء ظن در خواب

Loading the player...

 

زن سر میز صبحانه با عصبانیت رو به همسرش میگه: میدونی دیشب چه خوابی دیدم؟ خواب دیدم تو یه جنگل خیلی قشنگ داریم با هم دو نفری قدم می زنیم.

شوهرش با تعجب میگه: خوب کجای این خواب بده؟

زن میگه: بعد از اینکه حرف می زدیم و قدم می زدیم تو یهو غیبت زد، معلوم نیست کجا رفتی، هرچی دنبالت گشتم پیدات نکردم، حالا بگو ببینم کجا رفتی؟

مرد میگه: شاید رفتم برات گل بیارم.

زن با خوشحالی میگه: راست میگی؟ اما بعد از چند لحظه مکث میگه: اما نه بعد از اینکه دنبالت گشتم دیدم با یه زنی بودی.

مرد میگه: ای بابا خواب دیدی، اصلا شاید گل فروش یه خانم بوده.

زن میگه: ولی خیلی نامردی، اون بچه کی بود بغلت بود هی قربون صدقش میرفتی؟

مرد میگه: ای بابا، بچه کجا بود، صبحانم رو بخورم میرم برات گل بگیرم. همه میدونن خواب زن چپه است. من اصلا به غیر از تو به کس دیگه ای فکر نمیکنم و.... .

زن میگه: بقیه خوابم یادم اومد. اون پادشاه توی سریال ماهواره یادته، با اسب اومد زن و بچه اش رو با خودش برد.

مرد با عصبانیت میگه: چندبار بهت گفتم اینقدر پای این سریال های ماهواره نشین، آخرش میشه سوءظنت به من توی خواب. اصلا الان اولین کاری که میکنم اینه که برم اون ماهواره لعنتی رو پرت کنم بیرون تا از دستش خلاص شیم.

زن با حسرت میگه: پس گل چی؟

مرد میگه: مگه تو خوابت ببینی برات گل بخرم.....