رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۲۵ مهر ۱۳۹۸

ربیع ابن خثیم (خواجه ربیع) - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

ربیع ابن خثیم (خواجه ربیع)

Loading the player...

 

ربیع فرزند «خثیم بن عائذ بن عبداللَّه تمیمی کوفی»، کنیه‏اش «ابو یزید» معروف به «خواجه ربیع» است. وی از طایفه بنی‌اسد و ساکن کوفه، از زمره زهّاد هشتگانه صدر اسلام و تابعین و همچنین از یاران و سرداران امام علی (ع) بوده ‌است.

طبق نقل ذهبی، وی زمان رسول خدا (ص) را درک نموده است؛ هر چند آن حضرت را ندیده ولی روایاتی مرسلاً از آن حضرت نقل کرده است. در حدیث «ابن مسعود» نیز آمده است که به ربیع گفت: «لو رآک رسول اللَّه لأحبّک؛ اگر پیامبر خدا تو را دیده بود، همانا تو را دوست می‏داشت.»

وی ضمن ارادت به امام علی (ع) ظاهراً از خویشان معاویة بن ابوسفیان هم بوده ‌است، بنابراین در سال ‌های پایانی خلافت امام علی (ع) و بروز اختلاف میان او و معاویه، به قصد انزوا و دوری از نزاع طرفین، عراق را به قصد ایران و خراسان ترک کرده ‌است.

او در سال‌های پایانی عمر ساکن شهر نوغان (مرکز ولایت توس در آن زمان) شده و بالاخره در سال ۶۳ ه‍.ق (یا به روایتی دیگر در سال ۶۱ ه‍. ق ) درگذشته و در یک فرسنگی شمال نوغان دفن گردیده‌ است.

مشهور است که حضرت علی بن موسی الرضا (ع) هنگام سفر به خراسان در سال‌ های ۲۰۰ تا ۲۰۳ ه‍.ق قبر خواجه ربیع را زیارت کرده است.

شاه عباس صفوی نیز در اوایل سده یازده قمری با توصیه و مشورت شیخ بهایی دستور احداث مقبره‌ای باشکوه برای خواجه را صادر کرد. اساس آرامگاه خواجه ربیع در مشهد همان بنای عهد صفوی است.

از «ربیع ابن خثیم» در منابع اسلامی ویژگی های اخلاقی بسیاری گزارش شده ‌است، از جمله او را اهل زهد، وعظ، تهجد و ذکر یاد کرده‌اند. از این رو عده‌ای از صاحب نظران او را عارف و زاهد برجسته دانسته ‌اند و از پارسایی او حکایت ‌ها نقل کرده ‌اند. گفته‌اند: او در منزل خود قبری کنده بود و هرگاه در خود قساوت قلبی احساس می‌کرد، به قبر داخل می‌شد و پس از مجسم کردن حالات بعد از مرگ، آیه «رب ارجعون لعلیّ أعمل صالحاً فیما ترکت را می خواند و با خود می‌گفت: ای ربیع! تو را باز گرداندیم، اینک عمل کن.

آراى علما و دانشمندان درباره ربيع مختلف است، گروهى او را شيعه واقعى و مخلص و از موثقين شمرده‏اند مانند مولا سلطان حسين واعظ استرآبادى كه معاصر با شيخ بهايى بوده. او در كتاب فارسى خود موسوم به «تحفة المؤمنين» مى‏گويد: « او از اصحاب امام حسن عليه السلام است و چون خبر شهادت آن حضرت به او رسيد چندان گريست كه چشمانش معيوب شد، يكى به او گفت: چرا علاج چشمان خود نكنى؟ گفت: من مشغول از ايشانم، آن شخص گفت: دعا كن تا بينا شوى، ربيع گفت: اهم از اين مطلب هست كه در آن باب دعا كنم و گفته‏اند:ربيع بن خثيم سخن كم مى‏گفت و به هر فضولى در محاورات دنيا متكلم نمى‏شد، هر چه مى‏فرمود همه موعظه بود و نصيحت و چون خبر شهادت شاه شهيدان امام‏ حسين عليه السلام را شنيد سه مرتبه از دل پاك آه دردناك كشيد و بى‏خود افتاد و كسى ديگر تا آخر عمر او را سخنگو و خنده‏روى نديد و الحق جاى آن بوده ». و اين همه در وقتى بوده كه در ارض طوس زندگى مى‏كرده و مردم را به مسائل الهيه آشنا مى‏كرده است.

راوى بزرگوار، مرحوم حاج شيخ عباس قمى در «سفينة البحار» ربيع را مردى موثق و شيعه و قابل اطمينان مى‏داند.

مرحوم آيت اللّه حاج سيد هبة الدين شهرستانى صاحب كتاب «الهيئة والاسلام»، استدلالاتى ذكر مى‏كند كه صحت ايمان و عمل و تشيع و وثاقت ربيع را ثابت مى‏نمايد و سخن مخالفين از علما را رد مى‏نمايد.

علت اين كه بعضى از علما روى توجه از وى برگردانند جمله ‏اى است كه نصر بن مزاحم در كتاب «صفين» نقل مى‏كند كه: «ربيع نسبت به حقانيت جنگ اميرالمؤمنين، علی (ع) در واقعه صفين شك داشت و از حضرت درخواست كرد كه او را به جنگ با كفار در مرزها بفرستد».

در هر صورت جنبه مثبت قضيه و به خصوص توجه بسيارى از علماى بزرگ شيعه از بار منفى قضيه سنگين‏تر است و مى‏توان به وثاقت و ايمان و درستى ربيع مطمئن شد.