رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۷ شهریور ۱۳۹۸

بازگشت به صفحه کامل

دل نوشته ارسالی از یاس کبود

نماز را خوانديم اميد است به آبروي شهدا مقبول افتد . دلم مي خواست شب را با بوي خاك ، سوسوي ستاره ها ، غم ها ، سياهي و تنهايي شب ،‌ بيشتر خلوت كنم و از اين ديار ، معرفت بچشم و به سوغات ببرم . شايد معجزه اي شود .... . در همين حال و هوا بودم كه صداي بسيجيان و سربازان و نگهبانان تنهايي قرارگاه توجهم را جلب كرد . مراسم خداحافظي از زائران اين خطه ، كاروان بنياد شهيد بود . خداحافظي با شكوهي بود . آيا قدم برداشتن و دل كندن از زميني كه به آسمان پيوند خورده بود برايم مقدر بود . كوچه اي ساخته بودند همه عشق و صفا ، بوي خون شهدا مي آيد ! از اين كوچه كه مي گذرم صداي تپش قلبم ،‌ قدم هاي سنگينم و هق هق گريه ام و هم قطارانم را مي شنوم ، قدمي بر ميدارم تا قدمي ديگر بر زمين برسد به اندازه سفر قاصدكي سبكبال طول مي كشد ، نمي خواهم قدم بر خاك بگذارم . خدايا شكر که به من اجازه دادی پا جای پای فرشتگان بگذارم و چنین سفر سبز وروحانی را برای جان خسته ام به ارمغان بیاورم ، خدايا شكرت كه زيارت كردم شام غريبان عاشقانت را......

دل نوشته ها و خاطرات خود را از سفر راهیان نور ارسال کنید تا با نام خودتان در سایت منتشر شود .