رونق تولید ملی | شنبه، ۲۷ مهر ۱۳۹۸

بازگشت به صفحه کامل

دل نوشته ارسالی از محسن حسيني

در مدرسه ي ما قرعه كشي كردند و اسم من در آمد برای اردوي راهيان نور . من هم از خوشحالي سر از پا نمي شناختم . خلاصه روز رفتن فرا رسيد و ما وسايل خود را برداشتيم و آماده ي رفتن شديم . در راه براي ما سخنراني كردند و تذكرات لازم را به ما گفتند و ما را به اماكن زيارتي چون دانيال نبي ( شوش ) و احمد بن موسي ( طبس ) بردند تا اين كه غروب پنجشنبه (09/08/92) به اهواز رفتيم . در اهواز ما را به اردو گاه حاج رضا حببيب اللهي بردند و نماز را در اردوگاه خواندند و بعداز نماز مسئول اردوگاه براي توضيح داده پس نماز شكر خوانديم . به سوي اولين مكان ديدني يعني اروند رفتيم و صبحانه در راه خورديم پس از 2 ساعت به اروند رسيديم در آن جا به به كنار رود اروند رفتيم يكي از كساني كه با ما بود براي ما سخنراني كرد واز شجاعت و ايثار گري هاي شهدا را براي ما تعريف كرد و پس از سخنراني ما به مكان هاي اطراف رفتيم و عكس گرفتيم . پس از اروند به سوی شلمچه به راه افتادیم . شلمچه اي كه پايدار عشق و جانبازي بوده كه عاشقش در نيمه راه عاشقي پرپر شدند و شلمچه قطعه اي از بهشت است وكربلاي ايران است در شلمچه نماز ظهر را خوانديم و پس از سخنراني به مشاهده مناطق پرداختيم و تانك هاي عراقي را مشاهده مي كرديم و .... . خلاصه همه ي اين ها را نگاه كرديم ، سپس هركس براي خود خاك شلمچه برداشت . خاكي خون هاي پاك شهدا در آن ريخته شده بود . خاكي كه موشك هايي ، تانك ها و جنگنده هاي مختلف از آن عبور كرده بودند . خاكي كه در آن بايد با وضو پا مي گذاشتيم . بعد براي خود سوغاتي خريديم و به سوي طلاييه راه افتاديم . در طلاييه ما را به مسجد شهداي گمنام بردند ، بعد به سوي اردوگاه راه افتاديم در اردوگاه نماز مغرب خوانديم و پس از نماز شام مي خورديم و به رزماش رفتيم در محلي كه رزمايش برگزار شد . دانش آموزان از استان هاي مختلف آمده بودند و بايد بگيم كه رزمايش واقعا عالي بود ومن خيلي خوشم آمد چون دلاوري هاي شهدا در آن ديده مي شد و ما باشهدا بيش از آن آشنا شديم .

دل نوشته ها و خاطرات خود را از سفر راهیان نور ارسال کنید تا با نام خودتان در سایت منتشر شود .