رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۲۷ تیر ۱۳۹۸

انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای به رهبری - نمایش محتوای رمضان

 

 

انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای به رهبری

Loading the player...

 

نیمه های خرداد سال 1368 و لحظه وداع ملت با رهبر کبیر خود فرا رسیده است. سوالی میان امت و خبرگان مطرح است، بعد از امام خمینی (ره) چه کسی رهبر خواهد بود. دشمنان نیز منتظر بن بست نظام هستند.

شب 13 خرداد سال 1368 خبرگان ملت تلفنی به تهران فراخوانده می شوند. موضوع جلسه، انتخاب کسی است که بتواند سسنگینی بار رهبری امت اسلامی را به دوش بکشاند.

دیدگاه های مختلف خبرگان در مورد شورایی بودن رهبری یا رهبری فردی آغاز می شود. عمده نگرانی طرفداران نظریه شورایی این است که شاید یک نفر نتواند امور را اداره کند. حجت الاسلام موسوی جزایری نماینده مردم خوزستان به این دغدغه پاسخ می دهد: «همانطوری که در امور قضایی، شورا به بن بست رسید و به شکست رسید و همچنین در قوه مجریه حضرت امام مقرر فرمودند که تمرکز تصویب شود و مسئولیت اجرایی متمرکز شود، می خواهم عرض بکنم که این از آنها ملاکش بیشتر درش هست».

طرفداران فرد بودن رهبر امت به تبیین ویژگی های رهبری بر اساس اصل پنجم و یکصد و پنجم قانون اساسی می پردازند.

«حجت الاسلام عبایی» یکی از اعضاء مجلس خبرگان رهبری می گوید:« فردی باید انتخاب شود که وقتی مطرح می شود در جامعه دشمنان از آن فرد بترسند و بهراسند و هم دوستان خوشحال شوند».

پس از مذاکرات مکرر درخصوص شورایی شدن رهبری، این نظریه به رای گذاشته می شود. طبق رأی‌گیری انجام شده در مجلس خبرگان، 20 نفر موافق و 45 نفر مخالف شورایی بودن رهبری می‌شوند، بنابراین بحث فردی بودن مطرح و به رأی گذاشته می‌ شود.

اعضاء خبرگان پس از ساعت ها مذاکره و قرائت نامه امام خمینی به رئیس مجلس خبرگان رهبری (که در آن قید شده «شرط مرجعیت لازم نیست، مجتهد عادل کافی است»)، یک گام دیگر به انتخاب جانشین امام نزدیک می شوند.

اکنون بحث بر سر مصداق است. خبرگان ملت کسی را می خواهند که مانند امام خمینی (ره) جز در برابر خدا خم نشود و جز برای صلاح مسلمین قدم برندارد.

نام آیت الله خامنه ای از زمزمه های خبرگان به گوش می رسد. تنها یک نفر مخالفت می کند و از رئیس مجلس اجازه سخنرانی می خواهد و آن شخص آیت الله خامنه ای است. ایشان پشت تریبون رفته و مخالفت خود را با قبول این مسئولیت اعلام می کنند.

هنوز آیت الله خامنه ای بر امتناع از پذیرش این مسئولیت اصرار دارد که چند تن از خبرگان رهبری اشارات صریح امام خمینی به شایستگی آیت الله خامنه ای برای جانشینی امام و رهبری امت اسلامی را مطرح می کنند.

اکنون حساس ترین لحظه تصمیم گیری مجلس خبرگان رهبری فرارسیده است. بدون هیچ چون و چرا و بلکه در کمال ارادت و علاقه، با رهبری آیت الله خامنه ای موافقت می کنند.

خبرگان ملت در کمتر از یک روز، جانشین امام خمینی را انتخاب کرده و اکنون از این انتخاب میلیون ها دلداده خردسندند.

مجلس خبرگان رهبری در روز 14 خرداد سال 1368 با صدور اطلاعیه ‌ای از انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با چهار پنجم آرا به عنوان رهبر انقلاب خبر داد. متن کامل این اطلاعیه بدین شرح است: « بسم الله الرحمن الرحیم. مجلس خبرگان ضمن عرض تسلیت رحلت جان‌گداز حضرت امام امت رهبر و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، با درک عمیق از مسئولیت تاریخی خود با توجه به موقعیت رفیع و حساس مقام رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران و با اهتمام بلیغی که از حضرت امام امت و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران رضوان الله تعالی علیه در پیام ‌ها و بیانات مکرر به خصوص در دستور‌ها و ارشاد‌ها اخیرشان در خصوص رهبری ابراز داشته ‌اند و با توجه به اصول مربوط در قانون اساسی و با آگاهی کامل از توطئه خناسان و دشمنان اسلام و انقلاب در داخل و خارج نسبت به آینده نظام مقدس اسلامی و برای آمادگی لازم در برابر هرگونه حادثه با در نظر گرفتن شرایط داخلی و خارجی و با الهام از مضامین الهی وصیت نامه بسیار مهم الهی سیاسی حضرت امام امت در جلسه فوق‌العاده مورخ 14/3/68 با اکثریت بیش از چهار پنجم اعضا حاضر،60  رای موافق از 74  عضو حاضر در جلسه حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای را به رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران برگزید».

مقام معظم رهبری در خصوص آن جلسه می‌فرمایند:  «بعد از رحلت امام (ره)، در آن روز اول که در مجلس خبرگان شرکت کردند، بنده هم عضو مجلس خبرگان بودم و بالاخره اسم این بنده حقیر به میان آمد و بحث کردند چه کسی را انتخاب کنیم و اتفاق کردند بر این که این موجود حقیر ضعیف را به این منصب خطیر انتخاب بکنند. من فعالیت کردم. مخالفت جدی کردم، نه این که می خواستم تعارف بکنم، خدا خودش می داند که در دل من، در آن لحظات چه می گذشت.

رفتم آنجا ایستادم و گفتم: آقایان صبر کنید، اجازه بدهید! - این ها همه ضبط شده و موجود است، هم تصویر و هم صدای آن هست - شروع کردم به استدلال که من را برای این مقام انتخاب نکنید. هر چه اصرار کردم، قبول نکردند. هر چه من استدلال کردم، آقایان مجتهدین و فضلایی که در آنجا بودند، استدلال های مرا جواب دادند. من قاطع بودم که قبول نکنم؛ ولی بعد دیدم چاره ای نیست. چرا چاره ای نبود؟ زیرا به گفته افرادی که من به آنها اطمینان دارم، این واجب، در من متعین شده بود؛ یعنی اگر من این بار را برنمی داشتم، این بار زمین می ماند. این بود که گفتم: قبول می کنم. چون دیدیم بار بر زمین می ماند، برای این که بار بر زمین نماند، آن را برداشتم. اگر کس دیگری آنجا بود یا من می شناختم که ممکن بود این بار را بردارد و دیگران هم او را قبول می کردند، یقیناً من قبول نمی کردم که این بار را بردارم. بعد هم گفتم: پروردگارا! توکل بر تو و خدا هم تا امروز کمک کرد».

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.