رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۶ تیر ۱۳۹۸

اعتیاد اجباری - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

اعتیاد اجباری

Loading the player...

 

فرد جوانی به انتظار تاکسی در کنار خیابان ایستاده که در این فاصله، افراد مختلفی به سراغش میان.

نفر اول به جوان میگه: میخوای یه چیزی بهت بدم که بندازی بالا اصلا نیازی به تاکسی نداشته باشی و انگار توی فضا سیر کنی؟

فرد جوان میگه: بفرمایین آقا من اینکاره نیستم. ولی مرد ادامه میده: پس میخوای یه چیزی بدم یه پک بزنی همون لحظه موهای تنت سیخ بشه و انگار که خودت پشت فرمون نشستی؟

جوان دوباره میگه: بفرمایین آقا مزاحم نشین من اینکاره نیستم.

چند لحظه بعد فرد دوم مراجعه میکنه و میگه: چند سالته؟

جوان پاسخ میده 27 سالمه. مرد میگه : میخوای یه چیزی بهت بدم 10 سال از سنت کم شه و نوجوان بشی؟

فرد جوان میگه: نه آقا من اینکاره نیستم.، بفرمایین مزاحم نشین.

کمی بعد فرد سومی مراجعه میکنه و میگه: دانشجویی؟

جوان میگه: آره ترم دوم کارشناسی ارشد. مرد میگه: میخوای یه چیزی بهت بدم یه دفعه ای از ترم دوم بری ترم آخر.

مرد جوان میگه: نه آقا بفرمایین لطفا مزاحم نشین.

چند لحظه بعد فرد چهارمی مراجعه میکنه و میگه: چی میزنی داداش؟

جوان که دیگه خیلی کلافه شده میگه: بله داداش میزنم، هر چی باشه میزنم.

مرد میگه: واقعا راست میگی؟ قیافتم معلومه اینکاره ای. جنس داشته باشم هم برام رد می کنی؟ جوان میگه: بله.

مرد میگه:  یعنی اگه جنس بدم دستت میتونی سریع رد کنی؟ جوان میگه: بله.

و در همین لحظه مرد که در واقع یه پلیسه با آگاهی تماس میگیره و میخواد که جوان رو دستگیر کنن ... .