رونق تولید ملی | جمعه، ۲۶ مهر ۱۳۹۸

آتش جهنم و امام علی(ع) - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

آتش جهنم و امام علی(ع)

 

 

عقیل برادر حضرت علی (ع) برای اینکه حقوقش را زیاد کند از ایشان دعوت کرد که به خانه اش برود. روزی حضرت علی (ع) به خانه برادر نابینایش رفت. عقیل خوراک مختصری تهیه و وضع خانه و زندگی سخت و فقیرانه خود را به حضرت علی (ع) نشان داد و عرض کرد: این حقوقی که از بیت المال می گیرم کم است و جواب مخارجم را نمی دهد، خواهش می کنم به من پول بیشتری بپرداز! حضرت فرمودند: معلوم می شود مال زیادی داری که دیگران را مهمان می کنی، سپس حضرت میله آهنی را داغ کرد و آن را به طرف عقیل دراز کرد، عقیل فکر کرد حضرت می خواهد پولی به او بدهد، با خوشحالی دستش را دراز کرد که پول را بگیرد، اما عقیل از داغی میله دستش را عقب کشید و گفت: برادر چه می کنی! می خواهی مرا بسوزانی! حضرت فرمودند: تو که از آتشی که مخلوق روشن کرده است می ترسی، چگونه من از آتش جهنم ترس نداشته باشم و ناله نکنم؟ تو که تاب تحمل آتش دنیا را نداری چگونه حاضر می شوی که برادرت در آتش دوزخ بسوزد؟ در استفاده از بیت المال هیچ فرقی میان تو و دیگران نیست. بالاخره عقیل تحمل نیاورد و به دربار معاویه به شام رفت تا از او کمک بگیرد. متن ترجمه خطبه نهجه البلاغه امام علی (ع) : به خدا سوگند برادرم عقیل را دیدم که به شدت تهیدست شده و از من درخواست داشت تا یک من ( سه کیلو ) از گندم های بیت المال را به او ببخشم و من کودکانش را دیدم که از گرسنگی موهای ژولیده گشته و رنگشان تیره شده بود و او پی در پی مرا دیدار و درخواستش را تکرار می کرد، چون من به گفته هایش گوش دادم عقیل پنداشت که من می خواهم دین خود را به او واگذار کنم و آخرتم را به دنیای او بفروشم، پس آهنی را در آتش گداختم و به دستش نزدیک کردم تا او را بیدار کنم پس چون بیماران فریاد زد و نزدیک بود از حرارت آن آهن بسوزد؛ به او گفتم ای عقیل از حرارت آهنی می نالی که انسانی آن را گرم ساخته اما مرا به حرارت دوزخی می خواهی که خدای جبار با خشم خود آن را برافروخته تو از حرارت ناچیز می نالی و دستت را می کشی پس چگونه من از آتش الهی و از نافرمانی خدا دوری نگزینم؟ نهج البلاغه خطبۀ 224

در نگاه بیشتر ببینید