رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

«گردن آویز» و «دعای من» : اشعاری از محمد علی رحیمی - نمایش محتوای موسیقی

 

 

«گردن آویز» و «دعای من» : اشعاری از محمد علی رحیمی

«گردن آویز» و «دعای من» : اشعاری از محمد علی رحیمی

 

«محمد علی رحیمی» متخلص به «خاموش» یکی از شاعران خراسان جنوبی است .

وی متولد 10 شهریور ماه سال 1349 و اهل دیار خوسف است .

محمد علی رحیمی مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ی ادبیات عرب از دانشگاه تهران اخذ نموده است . به غزل بسیار علاقه مند است و بیشتر اوقات فراغتش را به مطالعه و تحقیق در حوزه ی شعر و ادبیات وفرهنگ می گذراند.

گردن آویز :

یادگاری از غروب زرد پائیز منی  *** آشنا با مویه های نای شب خیز منی

عشق با غم الفتی دیرینه دارد، سالهاست *** ورد صبح و ذکر شب های غم انگیز من

مشهد چشمان تو بوی خراسان می دهد  *** ای طلوع مهربانی شمس تبریز منی

می کنی پرهیز اگر  از من تو حق داری رفیق  *** پایمال بی گناه پند و پرهیز من

من مترسک نیستم حتی برای کشت تو *** تو ولی سودای سبز خید و جالیز منی

گر به خود می بالم از عمری که سرشار تو بود *** شرمم آید از خیال اینکه لبریز منی           

مهره ی مهر تو هست آویزه ی گوشم مدام *** کاشکی یک شب ببینم گردن آویز منی

بیت بیت این غزل بوی تو را حس کرده است *** کوچه باغ خاطرات عطر آمیز منی

نان شاعر بودنم را می خورم، اما تویی ***  کز ازل سرچشمه ی طبع غزل خیز منی

 

دعای من :

به چشمان تو می آید که یاری مهربان باشی ***  و در باور نمی گنجد تو بامن سر گران باشی

به دست هر کسی افتی در آخر می شوی از من  ***  که اصلاً بر نمی تابم برای دیگران باشی

خزان بی بهارم من  ، که بوی برگ و بارم نیست ***  ولی دارم دعایی که : بهار بی خزان باشی

ز دست جور ایام است اگر چون باده ی تلخم *** تو که خود جان شیرینی به شیرینی جان باشی

برایت نقشه ها دارم اگر یک روز برگردی ***  غبار مقدمت گردم چو در پیشم روان باشی

غزل گفتن برای تو ، نه از امروز و دیروزاست ***  که در این قصه عمری تو ، فقط تو ، قهرمان باشی

شـکوفا با تو شد در من جـنون عاشقی آری ***  شـکوفا تر که تو تنهـا دلیل داستان باشی

تمـام حسـرتم اینکه : ز رفتن با تو وا مـاندم *** تمـام دلخوشـیم اینکه : تو ماه کاروان باشی

به دامـان غزلهـایم بیـابی رد پایت را ***  اگر روزی به دنبال نشان از بی نشان باشی